141
مقدمه ششم
نظريه عدالت كل صحابه، ناشى از عواطف افراطى دينى است. «تفتازانى» مىگويد:
ظاهر جنگها و مشاجراتى كه در تاريخ، ميان صحابه رخ داده و بر زبان افراد ثقه جارى است، نشان مىدهد كه برخى از صحابه، از راه حق خارج شدند و به حد ظلم و فسق رسيدند و انگيزه اين كار نيز كينه، حسد، عناد و گاه حب رياست و پادشاهى و ميل به شهوات بوده است؛ زيرا هر صحابى، معصوم نيست و هركسى كه پيامبر(ص) را ملاقات نموده، اهل خير نبوده است.
ولى علما به سبب حسن ظنشان به اصحاب رسول خدا(ص)، براى كارهاى خلاف آنان، تأويلهايى ذكر نمودهاند. همانا ظلمى كه آنان در حق اهل بيت پيامبر(ص) كردند، در ظاهر به اندازهاى است كه مجالى براى پنهانكردن آن نيست و پستى آن به اندازهاى است كه اهل آسمان و زمين، بر مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام) گريسته و كوهها از جا كنده شده و صخرهها از هم پاشيدهاند؛ درحالىكه كارهاى زشت آنان، هنوز پابرجاست. لعنت خدا بر كسانى باد كه دست به چنين جناياتى زده يا به آن راضى بوده و براى آن كوشش كردهاند و عذاب آخرت، دائمى و شديدتر است. 1
تمام مشكل اهلسنت و علت حقيقى در تعديل كل صحابه و صحبت نكردن از جرح و تعديل آنان، اين است كه براى سنت اهل بيت(عليهم السلام)، هرچند در حد ناقلان سنت پيامبر(ص)، ارزشى قائل نيستند. از همين رو مجبورند اين وسايط فيض نبوى را، به تعبير خودشان، از هر نوع جرح و تعديل، مصون دارند؛ تا سنت نبوى ضايع نشود؛ درحالىكه پيامبر(ص) براى بعد از خود، دو چيز گرانبها به ارمغان گذارده است: يكى كتاب خدا و ديگرى، عترتش كه با تمسك به هر دو، امت از گمراهى، در امان خواهد بود. شيعه اماميه با تمسك به اين دو اثر گرانبها، مجال گستردهاى در جرح و تعديل صحابه دارد تا سنت نبوى را از اهلش، دريافت كند و به آن، عمل نمايد.