142
مقدمه هفتم
«سيد محمد بن عقيل» مىگويد:
حسن ظن به فعل مؤمن، خوب است. ولى نه در مقام بيان حق و ابطال باطل و جرح و تعديل؛ زيرا اگر حسن ظن را به اين مقام نيز تعميم دهيم، احكام، تعطيل، حدود و شهادات، باطل و اساس شريعت، ويران خواهد شد... . 1
اين مطلب، كاملاً صحيح است؛ زيرا شارع مقدس، گرچه فرموده است كه فعل برادر مؤمن، بايد تصحيح و توجيه شود، ولى در جايى كه سخن از دين و شريعت است، مىفرمايد: «برادر تو، در حكم دين توست؛ در دينت، نهايت احتياط را انجام ده». مىدانيم كه بحث از صحابه، در حقيقت بحث از الگوهايى است كه در زندگى انسان، كارساز است. پس در حقيقت، بحث از صحابى، بحث از دين است. ازاينرو بايد دقيق باشيم و عادل را از فاسق، جدا نماييم.
مقدمه هشتم
بخشى از آيات قرآن، ناظر به برخى ديگر است؛ همانگونه كه روايات، چنين است. ازاينرو آياتى كه به آنها استدلال نمودهاند، نمىتوان به اطلاقشان تمسك جست. بلكه بايد به ايمان و عمل صالح تا پايان عمر مقيد نمود وگرنه چگونه تصور كنيم امثال «عبدالله بن ابى» كه از سردمداران منافقان بود، مورد رضايت الهى است؛ تنها به اين علت كه وى، از بيعتكنندگان با پيامبر(ص) در صلح حديبيّه، بوده است.
«علامه طباطبايى(رحمه الله)» مىگويد:
اگر خداوند متعال، صحابه را در آيههاى قرآن مدح كرده و از آنان، اظهار رضايت نموده است، به علت انقياد و اطاعت آنها از خداوند در احكام و تعاليم شريعت و كارهاى نيكى است كه در گذشته انجام دادهاند. اما نمىتوان اين