131كرد؛ مگر با دليل روشن كه آن نيز وجود ندارد.
در نتيجه، تفسير جمله «ثم الذين يلونهم ثم الذين يلونهم» به تابعان و تابعانِ تابعان، تفسير به رأى است و دليلى بر آن، دلالت ندارد.
ثالثاً: اگر هم مقصود از حديث عبدالله بن مسعود، عصر صحابه و تابعان و تابعانِ تابعان باشد، بايد ملاحظه شود كه ملاك در برترى زمان آنان چيست؟! ممكن است كه مقصود و ملاك از آن، انتشار اسلام روى زمين و غلبه آن بر بتپرستى است كه در نتيجه، بسيارى از افراد، به دين مبين اسلام گرويدند و اين واقعه در سه قرن اول اسلام، تحقق يافت و تمدن اسلامى نيز در اين سه قرن شكل گرفت كه در اين مسئله، جاى هيچ شك و شبههاى نيست.
ولى سلفىها، از حديث عبدالله بن مسعود، اين معنا را اراده نمىكنند. بلكه «خيريت» در آن را به معناى طهارت سه قرن و مرجعيت دينى در جانب عقيده و شريعت تفسير كرده و افراد آن زمان را منزه از هر چيزى دانستهاند كه موجب خدشه در دين و رفتار آنان مىشود. افزون بر اينكه، آنان را مرجع در تفسير قرآن و شناخت معانى و اغراض آن مىدانند و هنگام اختلاف، به تفسير ديگران اعتنايى نمىكنند؛ درحالىكه مطابق احاديث صحيحالسند، پيامبر(ص)، امت خود را به كتاب خدا و اهل بيتش، سفارش نموده و آن دو را مرجع دينى، معرفى كرده است؛ چنانكه فرمود:
يا أيّها الناس قد تركت فيكم ما ان أخذتم به لن تضلوا كتاب الله و عترتي أهل بيتي. 1
اى مردم! ميان شما چيزى مىگذارم كه اگر به آن تمسك كنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد: كتاب خدا و عترتم.
رابعاً: «سيد بدرالدين حوثى» مىگويد:
و أما الحديث الذي روي عن عمران بن حصين (خير القرون قرني ثم الذين