117است كه در برخى متون، آن فرقه ناجيه، به «ما انا عليه و اصحابي» تفسير شده است؛ درحالىكه اين تفسير، اخص از مدعاست؛ زيرا فقط به اصحاب پيامبر(ص) اشاره شده و سخنى از تابعان و تابعانِ تابعان به ميان نياورده است.
پيامبر(ص) نيز فرمود: «نجات در پيروى از دستورهايى است كه من و اصحابم بر آن، اتفاق داريم». پس اگر در مواردى، برخى صحابه، از دستور پيامبر(ص) كناره گرفته و به آن، عمل نكردهاند، سنت صحابه، اعتبارى ندارد؛ چنان كه «محمد ناصرالدين البانى» مىگويد: «عقيلى، او را در ضعفا آورده و معتقد است از حديثش، نمىتوان پيروى كرد». 1
آنگاه نويسنده، در بخش چهارم از مقالهاش، به آيات و رواياتى بر وجوب تمسك به سنت سلف و انتساب به آنان، تمسك كرده كه در اينجا، به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
- خداوند متعال مىفرمايد: (وَ اتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنٰابَ إِلَيَّ ) ؛ «و از راه كسانى پيروى كن كه [توبهكنان] به سوى من آمدهاند». (لقمان:15)
او مىگويد: «مقصود از (مَنْ أَنٰابَ إِلَيَّ ) ، صحابه است». 2
در پاسخ به اين استدلال، مىگوييم:
اولاً: بر فرض صحت استدلال به اين آيه، لازم مىآيد كه پيروى از صحابه، بر پيامبر(ص) نيز لازم باشد؛ زيرا امر در آيه، مطلق است.
ثانياً: پيروى از راه، به معناى حجيت سنت نيست؛ زيرا مقصود از راه، راه اطاعت خدا و بازگشت به اوست.
ثالثاً: ظاهر آيه اين است كه مقصود از (مَنْ أَنٰابَ إِلَيَّ ) ، كسى است كه بهصورت دائمى، اين صفت براى اوست؛ درحالىكه مطابق برخى از آيات و روايات، عدهاى از