96بارزترين نشانههاى تحركات دعوت آنان به حساب مىآمد. افزون بر آن از عوام و طبقات فرومايه جامعه يارى جستند كه جهل و نادانى بر آنان حاكم بود و بر هر عاقلى سخت بود تا چه رسد به متفكر و عالم اينكه برخى از حقايق را به عقلهاى اين عوام برساند، يا اينكه براى رسيدن به تفاهم با آنان و روشن ساختن امور پلى بكشد، به نحوى كه عقول ساده آنان را در برگيرد. حنابله اين مطلب را بهخوبى درك مىكردند، بنابراين براى رسيدن به اهداف مذهب خود از عوام مردم استفاده مىبردند.
8. محمد بنعبدالوهاب، خشونتطلب قرن دوازدهم
بعد از قرامطه اعراب نجد به عادت خود، يعنى راهزنى و غارت اموال حجاج و جنگ با آنان روى آوردند تا آنكه محمد بنعبدالوهاب با دعوتش ميان مردم آن ديار ظهور كرد و با ابنسعود هم قسم شد، كه مهمترين بند پيمان ميان آن دو خونريزى و تخريب بود.
محمد بنعبدالوهاب مسلمانانى را كه همعقيده او نبودند، به كفر متهم كرد و خون آنان را حلال نمود و به ابنسعود اجازه داد تا با آنان بجنگد و آن اتهام را مجوز دينى براى حمله و جنگ دانست و اينگونه دولت اول سعودى تشكيل شد و دزدى و غارت و خونريزى در جزيرةالعرب و حوالى خليج فارس و عراق و شام در گرفت تا آنكه دولت عثمانى براى سركوبى آنان مجبور شد از والى خود بر مصر، «محمد على پاشا» كمك بگيرد و با كمك آنان بود كه دولت سعودى شكست خورد، و مركز آنان كه سرزمين «درعيه» بود در سال 1818 م تخريب شد.
كشتارهايى كه خوارج و صاحب الزنج و قرامطه، با رهبرى اعراب منطقه نجد، داشتند، هرگز اختلافى با كشتارهاى وهابيان سعودى در نجد نداشت و كشتارهاى آنان به عراق و شام و بيت الله الحرام و ديگر مناطق حجاز نيز كشيده شد و بيشتر قربانيان آن جنگها زنان و اطفال و پيرمردها بود. 1