89ابن ابىالحديد مىگويد:
بُسر به طرف اهل حسبان كه همگى از شيعيان على(ع) بودند، آمد و با آنان سخت درگير شد و بهطور فجيعى آنان را به قتل رسانيده و از آنجا به طرف صنعا آمد و در آنجا صد نفر از پيرمردان را كه اصالتاً از فارس بودند، كشت، فقط به جرم اينكه دو فرزند عبيدالله بنعباس در خانه يكى از زنان آنان مخفى شده است، و بُسر در حملههايش حدود سى هزار نفر را به قتل رساند و عدهاى را نيز در آتش سوزاند. 1
همچنين او مىنويسد:
معاويه در نامهاى به همه كارگزارانش نوشت: به هيچيك از شيعيان على و اهلبيتش اجازه گواهى ندهيد، و در مقابل، شيعيانِ عثمان را پناه داده، و آنان را اكرام كنيد... و نيز در نامهاى ديگر به كارگزاران خود نوشت هركسى كه ثابت شد، محب على و اهلبيت اوست، اسمش را از ديوان محو، و عطا و روزىاش را قطع نماييد و در ضميمه اين نامه نوشت: هركس كه متهم به ولاى اهلبيت(عليهم السلام) است، او را دستگير، و خانه او را خراب كنيد. بيشتر مصيبت بر اهل عراق بود خصوصاً اهل كوفه... 2
روزى معاويه به امام حسين(ع) گفت:
«يا اباعبدالله! أعلمت انّا قتلنا شيعة ابيك، فحنّطناهم وكفناهم وصلّينا عليهم ودفنّاهم» 3؛ «اى اباعبدالله! آيا علم پيدا كردى كه ما شيعيان پدرت را به قتل رسانده، و حنوط و كفنشان كرده، و بر آنان نماز گزارده، و دفنشان كردهايم»؟
هنگامى كه امام حسن(ع) به مصالحه با معاويه مجبور شد، يكى از خطراتى كه امام(ع) احساس مىكرد، امنيت شيعيان حضرت على(ع) بود؛ ازاينرو در قرارداد خود با معاويه تصريح كرد كه بايد به اصحاب امام على(ع) امنيت داده شود. معاويه نيز آن را