34از زمان شكلگيرى دولت عراق، بعد از فروپاشى امپراتورى عثمانى، مسئله كردها و هويتطلبى اين قوم براى تشكيل دولت مستقل كردى (كردستان بزرگ)، براى دولتهاى عراق مشكلى جدى بوده است. ولى تا به حال اين انديشه به وقوع نپيوسته است.
مسئله كردستان، ريشه در سياستهاى استعمارى انگلستان دارد 1؛ بهعبارتى، از لحاظ تاريخى توجيه كردها براى تشكيل يك دولت مستقل كردى، براساس قرارداد 1920م «سور» بين قدرتهاى متحد پيروز و حكومت عثمانى است كه در آن خودمختارى موقتى براى ناحيه كردنشين شرقى و جنوب شرقى آناتولى، با فرض استقلال، در نظر گرفته شد. 2 زمانى كه اين عهدنامه، صلح بين عثمانى و متفقين را برقرار كرد، ناسيوناليستهاى كُرد، با حمايت انگلستان، توانستند «وعده استقلال» را در اين عهدنامه، بهصورتى بگنجانند تا در صورت فراهمشدن شرايط، به كردهاى ساكن در منطقه عثمانى استقلال داده شود. 3
هرچند معاهده «سور» در عمل بهصورت نوشتهاى بىاثر و مردود باقى مانده است، ولى مسلّم است كه انعقاد آن، نقطه عطفى در تحول مسئله كردها بوده، و در واقع براى نخستين بار در تاريخ، يك سند ديپلماتيك خودمختار ملى براى مناطق كُرد در نظر گرفته است. (ر.ك: قسمت سوم مواد 62 - 64 معاهده).
انگلستان در ابتدا، طرح ايجاد كردستان مستقل را داد تا به قفقاز