89تو در اين بازار جهان، كالاى عمر را به عنوان ارزندهترين سرمايه در اختيار داشتى؛ مخصوصا دوران جوانى را كه همراه با اوج يك سلسله غرايز تند و طوفانى است و گاه انسان را چون پر كاهى اسير تندباد هواها و هوسها مىكرد، پشتسر گذاشتى و اينك به سن چهل رسيدى. ديگر بايد در ميدان اين درگيرىها و پس از اين همه تجربهها تكامل روحى پيدا كرده باشى و زمينه اصلاح در تو پديد آمده باشد.
در اينجا نكات عرفانى و معنوى اينآيه را كه بعد از اربعين آمده است، فهرست مىكنيم تا روشنگر هدف ما از اين بحث باشد:
1. شكر و تقدير از نعمت، كه اين خود نشانه بيداريست: (أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ) .
2. توجه به ديگران؛ يعنى او فقط خود را نمىبيند، بلكه در رديف خود، ديگران را هم به حساب مىآورد: (عَلَىّ وَعَلَى وَالِدَىّ) .
3. عمل را براى رضاى خدا انجام مىدهد: (وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ) .
4. اصلاح آينده؛ او در ظرف زمان خود نمىگنجد؛ بلكه هميشه از زمانش جلوتر است و نسلهاى آينده را نيز با حركتهاى مثبتش مىسازد و آيندهنگر است: (وَأَصْلِحْ لِى فِى ذُرِّيتِى) .
5. توبه و بازگشت به سوى خدا: (إِنِّى تُبْتُ إِلَيكَ)
6. تسليم و مطيع اوامر خدا بودن، و پسنديدن آنچه او مىپسندد و آنچه را كه او نهى كرده، ناپسند بداند و مخلوقى در پيشگاه خالقى سراپا خاشع و خاضع و متعبّد باشد: (وَإِنِّى مِنَ الْمُسْلِمِينَ) .