65براى اين بحرانها ارائه نكردهاند. درست در چنين عصر و شرايطى در سويى ديگر از جهان، هر سال اعلام بيعت و فرمانبردارى داوطلبانه، مسالمتآميز و فروتنانهاى را نسبت به مكتب و دولتِ سيدالشّهدا (ع) مشاهده مىكنيم؛ مكتب و دولت مقدّسى كه انسانهاى دور و نزديك و عالم و غير عالم از آن تأثير پذيرفتهاند؛ دولتى كه مرزهاى آن، نه جغرافيايى، بلكه نفوس آدميان و بشريت است. دولتى كه به دست سيدالشّهدا (ع) استوار شده و با صلابت و شكوه تمام، جوامع را رهبرى مىكند.
سخن اميرالمؤمنين (ع) كه مىفرمايد: «يا اباعبدالله! تو اسوهاى ديرينهاى» ، به اين معنا نيز هست كه تأثيرگزارى حسين (ع) به دوران پس از واقعه عاشورا محدود نمىشود؛ بلكه از پيش نيز چنين بوده است؛ چرا كه انبيا و اوصيا نيز از جانب خداوند، از وجود او و حماسهاش باخبر بودهاند. راستى حسين (ع) چه كرد كه براى ايشان نيز اسوه است؟ !
پاسخ اين است كه خداوند عزّوجل آنچه در واقعه عاشورا بر سيدالشّهدا (ع) گذشت را براى انبيا وحى مىنمود و بازمىگفت، تا شكيبايى و شدت استقامت در عقيده را بياموزند 1و آنگاه كه واقعه عاشورا را برايشان بيان مىفرمود، آنها مىگريستند و اين برنامهاى تربيتى از ناحيه خداوند عزّوجل براى انبيايش بود تا آنها را به سوى درجات عاليه رهنمون شود. بنابراين، زندگى سيد الشّهدا (ع) و واقعه كربلا نسبت به انبيا، ديرينه لحاظ مىشود.
حسين (ع) ، قرآن مجسّم
ترسيم واقعه عاشورا ترسيم چشماندازى مرئى در مقابل آدمى است. چشماندازى كه آدمى در آن، امتحانات و عبرتهاى بزرگ مىبيند و نيز مىبيند كه چگونه انسانهايى با اسباب مختلف و به سبب فتنهها و نيروهاى نفسانى گوناگون، سقوط كردند و در نقطه مقابل، چگونه انسانهاى ديگر موفّق شدند و صعود كردند و تعالى يافتند.
اين چشمانداز روحانى كه در آن دهها و بلكه صدها نمونه وجود دارد، همان مكتب تربيتىاى است كه آدمى را به صورتى بسيار عميق تربيت مىكند و به همين دليل آدمى پيوسته به اين قرآن تجسّم يافته در حادثه كربلا نيازمند است؛ چراكه در اين قرآن تجسّم يافته، آيات بسيارى است. هر حادثهاى كه در كربلا رخ داده، آيهاى است و اين ويژگى، تصادفى نيست؛ زيرا خداوند عزّوجل امام را قرآن ناطق و بلكه قرآن عينيت يافته قرار داده و