340
26. شهر موصل - كشور عراق
كمتر كسى است كه نام موصل را تاكنون نشنيده باشد. موصل به معناى وصل كننده است؛ چون در حقيقت «باب العراق» و «مفتاح الخراسان» (ايران) ناميده شده و از اين شهر به سوى ايران و آذربايجان مىروند. 1برخى نيز مىگويند: پادشاهى به نام «موصل» اين شهر را تأسيس كرده است. موصل، شهرى در شمال عراق و در ضلع غربى دجله با قدمتى تاريخى است. موصل تحت تصرف بنىحَمْدان بوده و آنان سپس به حلب منتقل شدند و دولت حَمْدانيه را تأسيس كردند. 2
زمانى كه قافله اسرا نزديك موصل شد، عمر سعد (يا شمر) نامهاى به والى موصل نوشت كه به استقبال ما بياييد و براى ما و مركبهاىمان غذا و علوفه آماده كنيد. زمانى كه نامه به والى موصل رسيد، او همه بزرگان شهر را جمع كرد و نامه را به آنان نشان داد و به مشورت گذاشت. آنان گفتند: حاشا اينكه خيال كنند به ايشان اجازه دهيم سر حسين (ع) را براىمان بياورند. والى در نامهاى به شمر نوشت: اهل اين شهر از دوستان على بن ابىطالب (ع) هستند و اگر وارد شهر شويد، مىترسم فتنهاى عليه شما شعلهور شود. پس بهتر است كه در بيرون شهر منزل كنيد و وارد شهر نشويد. ما براىتان آب و غذا مىفرستيم. شمر نيز پذيرفت.
سربازان عمر سعد نزديك كوهى در يك فرسخى موصل از اسبها پايين آمدند و زنان و كودكان را نيز از مركبها پياده كردند. سر مقدس حسين (ع) را از نيزه پايين آورده و روى صخرهاى نزديكشان گذاشتند كه يك قطره از خون رأس شريف بر آن سنگ چكيد و شروع به جوشيدن نمود. اين اتفاق هر سال در روز عاشورا تكرار مىشد و مردم نيز به دور آن سنگ گرد آمده و مراسم عزاى سيدالشهدا (ع) را برگزار مىكردند، تا اينكه در روزگار حكومت عبدالملك مروان، او دستور داد تا سنگ را به جاى نامعلومى منتقل كردند. در روايت تاريخى ديگرى آمده است:
والى موصل دستور داد تا شهر را زينت كنند و خود به همراه چند همراه تا ده كيلومترى به استقبال عمر سعد رفت. اما وقتى مردم فهميدند كه سر حسين بن على (ع) در ميان كاروان است، در گروهى چهلهزار نفرى به اتفاق چهارهزار سوارهنظام دور هم گرد آمدند و همپيمان شدند تا سربازان عمر سعد را بكشند و سر حسين (ع) را از ايشان پس بگيرند و با