311دامنگير خودمان مىشود و غنيمت و بهره آن به ديگران مىرسد! در همسايگى ما مردمانى عاقل - كه متفق شدند و به مقصود رسيدند و پيروز شدند - بر ما دست يافتند و ما را تقسيم كردند. نيمى براى خودشان و نيمى براى شيطان. اين زندگى و دنياى ماست و بىشك آخرت ما از اين بدتر و ناگوارتر است. آيا اين دشمنى بين ما، آتش افروخته خداوند نيست كه بر دلها سر مىزند و آنها را دربرمىگيرد؟ و آيا محبت و دوستى و صفا، خوشى و شادمانى و بهشت نعمت خداوند نيست؟
مگر دين اسلام، دين آشتى و برادرى نيست؟ آرى، چنين است و همه اينها به يارى شيطان دگرگون شده است. آرى، شيطان شما را وعده فقر و بيچارگى مىدهد و به بدى و فحشا امر مىكند. آرى، شيطان وعده فقر و تهىدستى مىدهد و به آن عمل مىكند. اينك به جو و گندم و خرماى خود بنگريد. شيطان پيش از تسلط بر شما، وعده داده بود كه هرگاه به سرزمينهاى شما دست يابد، آنها را به بهشتى از بهشتهاى فردوس تبديل نمايد، ولى. . . .
در اسطورههاى قديم دربارهآدم نخستين (آدمى كه پيش از آدم ما وجود داشته، در روايات از قول امام باقر (ع) آمده كه پيش از آدم شما، هزار هزار آدم بوده است) چنين مىخوانيم كه شيطان بر او و فرزندانش مسلط بود. اين ابليس پسرعمويى داشت با سرزمين شيطانى كه سعى مىكرد بر آدم و فرزندانش استيلا يابد و ابليس آنان را از ميان ايشان بيرون براند و خود حاكم گردد. از اينرو، دعوت كنندگانش را به ميان ايشان فرستاد تا آنها را از ابليسشان متنفر سازند و مبغوضش قرار دهند و محبت سلطۀ پسرعموى آن ابليس را