309نوحاً إلى قومه» بار ديگر شيطان نخ را حركت داد. امام، واژه معادل ديگرى به جاى «ارسلنا» گذاشت و خواند: «انّا سيّرنا نوحاً إلى قَوْمِهِ» و به همين ترتيب شيطان نخ را تكان مىداد و امام جماعت كلمات مترادف «أرسلنا» را جايگزين مىكرد؛ تا اينكه خسته و ناتوان گرديد. امام جماعت بىآنكه بداند قضيه از چه قرار است، پشت سرش را نگاه كرد و به جماعت نمازگزار گفت: «اى مردم! امروز نخ به دست يك حرامزاده افتاده است و ما نمىتوانيم به اين شكل نماز را ادامه دهيم» .
حال بايد گفت كه امروز، سر نخ در دست حرامزادهاى است كه ما را مسخره خود ساخته و به ما مىخندد و البته اهداف ديگرى نيز دارد. من همه شما را از شيطان و سحر و مكر او بر حذر مىدارم كه هر روز نخ را براى ما تكان مىدهد و ما به حركت آن نخ، مىرقصيم و بىآنكه از پشت پرده خبر داشته باشيم، با يكديگر زد و خورد مىكنيم.
خدا مىداند كه من چه اندزه از خبر قطع ارتباط اهل نجف با كربلا و فتنهاى كه به راه افتاده است دچار تأسف و اندوه شدم. پس از شنيدن اين خبر، هيچ شبى خواب به چشمم نيامد و يكسر در طريق اصلاح اين مفسده انديشه مىكردم. من خود نجفىام و نجف وطن من است و نسبت به آن غيرت و تعصب دارم. ؛ اما حق برتر و بالاتر از عاطفه است. من نمىگويم اهل كربلا مقصرند يا نجفىها يا كاظمينىها؛ اما يقين دارم كه شيطان دشمن آشكارى است و اوست كه ما را به حالتى كه مىبينيد رسانده است؛ حالت و وضعيتى دردناك و آيندهاى تاريك. آيا پيش از آنكه اين فتنه به حد بحران و غيرقابل علاج برسد، نمىخواهيد براى آن چارهاى بينديشيد؟ !