263محمد بن مسلم و زراره، كه هر دو از اصحاب ممتاز و برجسته امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) هستند، درباره چند حديث از امام باقر (ع) پرسيدند. حضرت آن احاديث را از جابر انصارى براى آنان حكايت كرد. آن دو به اعتراض گفتند: ما چه كار به جابر داريم؟ ! حضرت فرمود: «ايمان جابر بدان پايه است كه از تأويل اين آيه كه مربوط به رجعت پس از مرگ است، آگاه است: (إِنَّ الَّذِى فَرَضَ عَلَيكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ) . 1
شهيد ثانى در كتاب «مُسَكِّنْ الْفؤاد» روايت مىكند: روزى امام باقر (ع) به ديدار جابر بن عبدالله انصارى رفت و حالش را جويا شد. جابر گفت: من در حالى هستم كه پيرى را بر جوانى، بيمارى را بر سلامتى و مرگ را بر زندگى ترجيح مىدهم. امام باقر (ع) فرمود: «اى جابر! امّا من، اگر خداوند مرا پير قرار دهد، پيرى را دوست دارم؛ اگر مرا جوان قرار داد، جوانى را دوست دارم؛ اگر مرا بيمار كند، بيمارى را دوست دارم؛ اگر شفايم دهد، شفا و تندرستى را دوست دارم؛ اگر مرا بميراند، مرگ را دوست دارم و اگر مرا زنده بدارد، زندگى را دوست دارم» .
جابر كه اين سخنان را از حضرت باقر (ع) شنيد، صورت حضرت را بوسيد و گفت: رسول الله (ص) راست فرمود؛ چرا كه به من فرمود: «تو فرزندى از نسل مرا ديدار خواهى كرد كه همنام من است و علم را مىشكافد و زير و رو مىكند، آنچنان كه گاو، زمين را شخم مىكند و زير و رو مىكند و به همين سبب او شكافنده دانش اولين و آخرين ناميده شد» . 2
از رواياتى كه نقل كرديم، اين نتايج به دست مىآيد:
1. جابر در انتظار ديدار امام باقر (ع) و ابلاغ سلام رسول خدا (ص) به وى بوده است.
2. ارتباط تنگاتنگ بين جابر و رسول الله (ص) و امام سجاد و امام باقر (عليهما السلام) دانسته مىشود، و اينكه جابر تا چه اندازه مورد احترام اهلبيت (عليهم السلام) بوده است.
3. ابلاغ سلام نه يك مرتبه، بلكه در موارد مختلف انجام شده و اين نشان مىدهد كه جابر با اين عمل چه اندازه عشق و ارادت به ائمه (عليهم السلام) داشته است. مگر نه اينكه ياد محبوب هر چه تكرار شود، شيرين است؛ وگرنه با يك بار ابلاغ سلام، دستور پيامبر عملى شده بود.
4. تكرار اين سلامرسانى، از سوى جابر، با انگيزه نشر و گسترش فضايل اهلبيت (عليهم السلام) و معرفى مقامات آن بزرگواران بوده است.