238روايت نيست، بلكه دو نقل تاريخى است كه شيخ مفيد و شيخ طوسى نقل كردهاند و يك نقل تاريخى صرف است كه مجبور به پذيرش آن نيستيم و در اين صورت اگر نپذيريم، پس چنانچه اهلبيت (عليهم السلام) در حدود 13 صفر از شام خارج شده باشند و از مسير بادية الشام حركت كرده باشند، مىتوانند در اربعين اول برسند. ولى اگر كسى بگويد روز 20 صفر اهلبيت از شام خارج شدند، در اين صورت چطور مىشود كه در اين روز جابر در كربلا باشد و اهلبيت را هم ديده باشد!
در اينجا احتمال ديگرى مطرح مىشود كه به ذهن نويسنده رسيد و به عنوان احتمال و حل قضيه مطرح كردم. 43خلاصه اين نظر آن است كه يك راه ديگرى براى حل اين مشكل وجود دارد كه از دقت در روايات، كيفيت زيارت جابر به دست مىآيد، و آن اين است كه روايات بيانگر زيارت جابر دو گونه است:
يكى زيارتى است كه از طبرى امامى در «بشارة المصطفى» 44و سيد بن طاووس در «مصباح الزائر» 45و خوارزمى در «مقتلالحسين» 46نقل كردهاند، و اين همان زيارت جابر است به همراه عطيه كه در روز 20 صفر انجام شد، و در آن خبرى از ديدار با اهلبيت نيست.
زيارت ديگر جابر همان است كه سيد ابن طاووس در «ملهوف» 47و ابننما در «مثيرالاحزان» 48نقل مىكنند كه آنجا جابر به كربلا آمده است و اهلبيت را هم ديده است، ولى تاريخ آن معلوم نيست و نامى از عطيه برده نشده است.
اگر همين دو گونه روايت را كنار هم بگذاريم، يك مطلب به ذهن مىرسد كه چه لزومى دارد بگوييم جابر كه به كربلا آمده، تنها به يك زيارت بسنده كرده باشد؟ در حد احتمال مىتوان گفت كه با توجه به وجود خبر معتبر در مورد اينكه جابر بن عبدالله روز اربعين در كربلا بوده و موفق به زيارت شده و از آن به عنوان زيارت اوّل وى ياد مىكنيم، وى سپس به كوفه بازمىگردد و در اين زيارت هيچ گزارشى از ديدار او با حضرت سيد الساجدين (ع) و كاروان حسينى نيست؛ بلكه در پايان زيارت به عطيه مىگويد مرا سمت كوفه ببر. بسيار بعيد است كه در آن زيارت، اهلبيت (عليهم السلام) به كربلا رسيده باشند و عطيه هيچ اشارهاى به آن نكند؛ نه در نقل بشارة المصطفى و نه در نقل خوارزمى و نه در نقل سيد ابن طاووس در «مصباح الزائر» هيچ اشارهاى به حضور اهلبيت نيست، اما در نقل ديگرى كه سيد ابن