123دستور داده است، پس هر كس نماز بخواند و زكات نپردازد، نمازش پذيرفته نمىشود.
به نظر مىرسد كه در اين دو روايت، فقط برخى از علل مقارنت اين دو فريضه ذكر شده، نه همه آنها. شايد اگر تحقيق بيشترى در روايات انجام شود، نكات ديگرى هم به دست آيد. بنابراين چنانچه در سخن محققى، به نكتهاى افزون بر آنچه در اين دو روايت گفته شده، برخورديم، نبايد آن را ناسازگار و معارض با اين روايتها بدانيم. در سخنان برخى از محققين شيعه و سنى مطالبى درباره اين مقارنت گفته شده كه در ادامه، برخى از آنها را مطرح مىكنيم. 1
1. علامه طباطبايى (رحمه الله) در تحليل مقارنت بين نماز و زكات مىگويد:
مراد از اقامه نماز و اداى زكات، به جا آوردن همه اعمال صالحى است كه خدا بندگانش را به انجام آنها در زندگى دنيا تكليف كرده است. . . اقامه نماز، نمادى از اداى وظايف بندگى در برابر خداى سبحان است؛ چنانكه پرداخت زكات سمبلى از انجام وظيفه در برابر مردم، و اين بدان جهت است كه هر يك از اين دو در جاى خود ركنى ركيناند (نماز برترين ركن بندگى در برابر خدا و زكات برترين ركن انجام وظيفه در برابر جامعه) . 2
2. مراغى از مفسرين اهل سنت مىگويد:
«قل أن ذكر الصلاة إلا قرن بها الزكاة حثا على عمل البر و الرأفة بالفقراء و البائسين، و إشارة إلى أن الإيمان لا يكمل إلّا بهما» ؛ 3
كمتر در قرآن ديده مىشود كه خداوند از نماز ياد كند، ولى زكات را در كنار آن نياورد. اين رويكرد به منظور برانگيختن بر كار خير و رأفت به فقرا و بينوايان و اشاره به اين است كه ايمان انسان، بدون توجه به اين دو تكليف كامل نمىگردد.
در مجموع مىتوان نتيجه گرفت كه نام بردن از اين دو فريضه در كنار هم، در بسيارى از آيات قران و روايات معرفى كننده ائمه (عليهم السلام) به اين دو ويژگى ( يعنى برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات) نشان مىدهد كه تكليف به نماز و زكات به سبب تأثيرات فراوانى است كه در رشد و بالندگى فرد و جامعه دارد و بايد هر دوى آنها بهجا آورده شود؛ وگرنه در پذيرفته شدنشان توسط خداوند سبحان دچار مشكل خواهند بود. براى همين به هيچ وجه نبايد مورد غفلت و فراموشى قرار گيرند و لازم است حدود و قيود آنها كاملاً رعايت شود و خللى به اين دو عبادت بزرگ وارد نشود.