82
وحكام و متصرفان بغداد و حله و كوفه و اعمال فراتى و ساير بلاد عراق عرب، پهلوان سراجالدين را امير قافله حجاز دانسته، جانب او را موقر و مكرم و معظم دارند و ديگرى را با او مجال مشاركت تصور نكنند. وجهى كه به موجب حكم يرليغ به آلتون تمغا جهت مواجب او (سراج الدين) و لشكريان حوالت رفته و وجوهى نيز كه جهت ترتيب محمل شريف در موامره ثبت افتاده و على حده حكم در آن باب نفاذ يافته و نسخه دفتر از ديوان بدو دادهاند، در روز بر مواضع مرجوالحصول تخصيص كرده نوعى سازند كه در مدت 15 روز بدو واصل گردد تا در وجه ترتيب محمل شريف و مصالح خود و لشكريان، صرف نموده، در صحبت محمل و قافله توجه نمايد. 1
در دوره ايلخانان، سلاطين مسلمان مغول، اميرالحاج قافله عراق را تعيين مىكردند. در ميان سلاطين ايلخانى، سلطان ابوسعيد بسيار به اين امر توجه نشان مىداد. 2 در دوره فترت نيز، آلجلاير كه عراق عرب را تحت سلطه داشتند، به اين مهم اقدام مىكردند. 3 تيمور، با اينكه در حجاز به نام او خطبه مىخواندند و ملك مصر از طرف وى مأمور خدمت به حرمين شريفين شده بود 4، هيچ اميرالحاجى را منصوب نكرد و در مناصبى كه در دوره وى ذكر گرديده، نامى از اميرالحاج و وظايف وى نيامده است. 5 گرچه در همين زمان، از سيدعمادالدين نامى در سمرقند، با عنوان اميرالحاج ياد شده است. 6 بعد از وى نيز تنها ذكرى كه از اميرالحاج در منابع تيمورى آمده، مربوط به سفر حجِ الغبيك است كه پس از شكست از فرزندش، عبداللطيف، در سمرقند، اين منصب به او سپرده