83شد تا به حجاز رود. 1 فرد مذكور، بالاترين منصب در بين امراى الغبيك را در اختيار داشت و در جنگها فرمانده سپاه وى بود. 2 با ضعف حكومت و منحصر شدن قلمروى تيمورى به شرق كشور، تركمانان آققويونلو بودند كه به ترتيب كاروانهاى حج و تعيين و نصب اميرالحاج مىپرداختند.
براساس منابع تاريخى، حكام و سلاطين ديگر در ايران نيز اميرالحاج منصوبى ايشان را معتبر و قابل قبول مىدانستند. 3 البته همانطور كه خنجى آورده است، اميرالحاجِ مصر بر اميرالحاجهاى كاروانهاى ديگر برترى داشت و در حج، صاحب امارت كبرى بود؛ وى دليل اين امر را چنين نوشته است:
زيرا كه خلفاى عباسى در ديار مصر به خلافت استقلال دارند و سلاطين مصر وكلاى ايشانند و سزاوار چنين است كه جهت اقامت فريضه حج و احياى زيارت بيتالله سلطان هر مملكت روانه گرداند، تا اهل آن ديار در سايه حفظ وكالت او روانه كعبه معظمه گردند و زيارت بيتالله دريابند و اگر سلطان را ميسر باشد كه به نفس شريف اقدام نمايد، بدان اولى و انسب باشد. 4
در منابع، درباره اين منصب در ايران اطلاعات چندانى وجود ندارد. با توجه به منابع دوره مورد بحث، در اينكه اميرالحاجِ عراق برخلاف اميرالحاجهاى شام و مصر، هيچ كار ويژه سياسى در اين دوران نداشته، اطمينان داريم؛ يكى از دلايل اين مسئله را مىتوان عملكرد ضعيف شاهان ايران در امر حج و همچنين ارسال نامرتب كاروانهاى حج از سوى حاكمان ايران برشمرد كه به تنزّل جايگاه و مقام اميرالحاج در ايران انجاميد. تنها در يك مورد، در زمان تركمانان آققويونلو، اميرالحاج را از ميان خاندان