172صادر كردند. 1 ابنطولون از حج سلطان خراسان در سال 888 ه.ق خبر داده است. او نوشته است:
سلطان خراسان كه از اولاد تيمورلنگ بود، با جماعت بسيارى كه همراه وى بودند وارد دمشق شد و در قصر اقامت كرد. او قصد حج و زيارت بيتالمقدس داشت. سلطان ملك اشرف قايتباى بسيار وى را اكرام كرد و توصيههايى بهجهت وى براى ساير بلاد فرستاد. 2
به احتمال فراوان شخص مورد نظر او، شاهزاده خليل سلطان بوده است.
هنگامى كه همسران و دختران شاهان نيز قصد حج مىكردند، كاروانى مجهز و قوى تدارك ديده مىشد تا در راه دچار هيچ مشكلى نشوند و شأن خانواده سلطنتى حفظ گردد. 3
شاهزادگان و امرا و شيخالاسلامهاى شهر چون قصد حج مىكردند، مردم از اطراف و اكناف به آنها مىپيوستند و در ركاب آنان حج مىگزاردند. از نامه زير كه مولانا عتيقى در راه حج نوشته است، اين معنا دريافت مىشود:
...مكتوب شريف از بعضى اشراف اطراف آورده بودند كه اگر چنانچه عزيمت حضرت مولانا صدرالورى جلال الحق و الدين العتيقى، مصمم است كه با جمعى ديگر از بزرگان، امسال به حج گذرى كنند، مرافقت و موافقت فرمايند كه ما نيز سر راهيم. اين معنا محرك ديگر شد و طائفه اعزه بر مواضعت ترتيبى دادند و وداع رباع و بقاع كرد. داعيه همت آنكه در اين سفر به حسب زله رفع زلت از سفره زيارت نازنين تختنشين
(هَلْ أَتٰاكَ حَدِيثُ ضَيْفِ إِبْرٰاهِيمَ الْمُكْرَمِينَ
) 4 بردارند و از آنجا بر نجيب و جيب از خليل به حبيب روند.
من مكه و قدس مىندانم
دانم كه مرا هواى شام است