171حسن كاروان حج را از يزد ترتيب داد، كاروان را سيد نعمتالله ثانى از يزد به قم رسانيد. در اين كاروان برخى با هزينه خود و عدهاى نيز به اميد كمك سلطان، همراه كاروان شدند. اوزون حسن نيز به آنها زادوتوشه سفر و موكب اعطا كرد. 1
بسيار كم پيش مىآمد كه سلطانى خود به سفر حج رود و معمولاً شخصى را با هداياى بسيار همراه كاروان مىفرستاد تا به نيابت وى حج بگزارد. 2 در ميان سلاطين آلكرت، ملك غياثالدين، پسرش، ملك شمسالدين محمد، را در سال 721 ه.ق در هرات قائم مقام گذاشت و با جمعى بسيار از بزرگان و اميران شهر هرات حج رفت؛ دويست سوار نظامى كاروان را همراهى مىكردند 3 و به هر شهر كه مىرسيدند، جماعت زيادى با كاروان همراه مىشدند. اين كاروان به خاطر درايت و كفايت ملك غياثالدين، بهراحتى و ايمن از آزار باجخواهان و مأموران ماليات، سفر كردند. به دليل همين بروز كفايت بود كه او امارت حج كاروان عراق را در اين سال يافت. 4
در سال 772ه.ق نيز يكى از ملوك هرمز به نام بهمن شاه حكومت را به پسرش واگذار كرد و به حج رفت. 5 در سال 821 ه.ق نيز، منابع مصرى از قصد قرايوسف تركمان براى سفر حجاز خبر مىدهند. او مكاتباتى با حكام شام و حلب براى تهيه تداركات و اقامتگاه در مسير سفر انجام داده بود. هنگامى كه اين خبر به سلطان مصر رسيد، خليفه عباسى و شيخالاسلام جمالالدين بلقينى و قضات شهر را حاضر كرد واز آنها در اينباره، حكم خواست. آنها اعلام كردند كه چون قرايوسف كارهاينارواى زيادى انجام داده و بيش از چهل زن در نكاح خود دارد، پس وى كافر وخارج از دين است. ازاينرو، نه تنها به او اجازه حج داده نشد بلكه حكم قتل او را نيز