173براى اين ترتيب سه روزى توجه به راه امتثال مثال (فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ) 1 نموده آمد، و طائفهاى اعزه ديگر از منازل دورتر آمدهاند. بدين سبب توقف معتذر بود. اگر به طفيل رجال به كعبه وصال رسيم، ذلك هو الفوز العظيم و اگر در باديه حجاز به نياز فرو رفتيم، (فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللّٰهِ) 2. 3
در سال 844 ه.ق شيخالاسلام بهاءالدين عمر، از بزرگان دولت ميرزا ابوالقاسم بابر، از هرات عزيمت حج كرد و بسيارى از اعيان و متمولان زمان نيز همراه وى شدند. از جمله آنها، مولانا شمسالدين محمد، مولانا سعدالدين كاشغرى، خواجه زينالدين جامى، مولانا قطبالدين ظهيرى، مولانا شريفالدين عبدالقهار، مولانا تاجالدين حسن، مولانا سعدالدين فرخ، خواجه شهابالدين اسماعيل حصارى، خواجه عبدالكريم صوفى و استاد دولتشاه جوهرى بودند. از اطراف خراسان نيز بزرگانى به اين قافله پيوستند. چنان قافله بزرگ و قوى شد كه حتى كوچكترين هديهاى از سلطان و اميران، براى تدارك قافله، قبول نكردند. در مسير حج نيز بزرگان هر شهر به كاروان شيخ مىپيوستند و حكام و امرا به استقبال آنها مىشتافتند. 4
هنگامى كه معينالدين جامى نيز قصد حجاز كرد، مسير و زمان حركت خود را بهگونهاى تنظيم كرد كه، در هر شهر حجاج به كاروان وى بپيوندند. او در نامهاى به علامه تفتازانى نوشته بود:
حالا از جام، احرام بيتالله الحرام به صوب عراق و فارس و بغداد و شام گرفته. اگر ارادت حق باشد و عمر وفا كند، اول بهار روانهايم. اگر زودتر كتابتى فرمايند و از حركت و سكون مزاج مبارك اعلام دهند بر دشت موصل همدان كه اگر در خراسان نباشيم تا به كرمان و فارس و عراق و اصفهان بيايد و ما را از حقيقت حال