139كرد. 1 شاه نعمتالله ولى(متوفاى 834 ه.ق) نيز با وجود مريدان زياد، آنها را واگذاشت و براى ديدار شيخ عبدالله يافعى به مكه رفت؛ در اين سفر خواجه ضياءالدين ترك و خواجه شرف الدين يزدى، راقم ظفرنامه، در خدمت وى بودند. 2 شاه نعمتالله ولى هفت سال در خدمت شيخ، مريدانه سلوك كرد و هفتبار به همراه او، حج گزارد. 3 خواجه بهاءالدين و مولانا عارف، شاگردان شيخ شمسالدين كلال نيز، به قصد يافتن اصل، سى سال در تكاپوى يافتن مراد بودند و به همين سبب، دوبار به سفر حجاز رفتند. 4
البته همسخن شدن با قطب، به آسانى ميسر نبود و از طريق قائم مقام وى، به حضورش، مىرسيدند. 5 درحالىكه اعتقاد داشتند قطب در تمام طول سفر مراقب و از احوالشان آگاه بوده و يارىشان مىكرده است. از سعدالدين كاشغرى نقل شده است:
هنگامى كه شيخ بهاءالدين عمر، در باديه مكه مريض شد، جماعتى از اهل غيب را ديدم كه به جانب محفه شيخ رفتند. سپس از شيخ شنيدم كه آنان قطب و اصحابش بودند. 6
فرض بر اين بود كه صوفيان سالكى كه از درجات بالاترى برخوردارند، همراهى و كمك انبيايى چون خضر نبى را با خود داشتند. 7 جامى در بيت زير به اين موضوع اشاره مى كند:
محمل كش جامى چو بود خضر چه باك است
گر مطهره از دجله بغداد نبندد 8
گفته شده كه در سفر حج، شيخ دادا با فرزندانش، يكى از پسران حاجى علىشاه، در