140بيابان گم شد. او بعد از دوازده روز به احرامگاه قافله رسيد در حالى كه بر پشت شيرى سوار بود و گفت اين دوازده روز مصاحب خضر نبى بوده است. 1
ديدار با مشايخ و بزرگان و پراكندن طريقت
ديدار با مشايخ و بزرگان، از ديگر مقاصد اين سفر بود. 2 گروهى از عرفا نيز براى قيام به وعظ و نصيحت مسلمانان، به اين سفر مىرفتند. شيخ زينالدين ابوبكر خوافى، براى دريافتن مشايخ حرمين شريفين، مصر و شام، راهى حج شد 3. در راه همين سفر بود كه در شيراز با حافظ ديدار كرد و او را از خطر تكفير و اتهام ارتداد، رهايى بخشيد. 4 ابنكربلايى آورده است هنگامى كه ميرسيدعلى همدانى در راه سفر حج بود، شاه نورالدين نعمت الله ولى كه به خاطر بيمارى نمىتوانست حضور ايشان برسد، دستار سرخود را باز كرد و براى وى فرستاد تا وى، پاتابه خود را براى وى بفرستد تا او سرپيج خود كند. 5 شاه نورالدين نعمت الله ولى و فرزندش نعيمالدين نعمتالله شاه ثانى، براى تبليغ طريقتشان و ديدار با پيروان خود بارها به سفر حج رفتند. 6
هرگاه شيخ بزرگى به حج مىشتافت، مريدانش در راه به ديدارش مىآمدند و از محضرش استفاده مىكردند. اين خود نوعى تجديد ديدار و عهد با مريدان بود. علاوه بر اين، از طريق سفر حج، به اشاعه طريقت و جمعآورى پيروان و مريدان مىپرداختند؛ خواجه فضلالله، بنيانگذار «حروفيه» كه اعمالش متأثر از خوابها و رؤياهايش بود، بر اثر ديدن خواب بود كه به زيارت مشهد و پس از آن به حج رفت و به ابلاغ مأموريتش