135786ه.ق) در ختلان، چنان ازدحامى گرد وى ايجاد شد كه شايعه شد وى مدعى سلطنت شده است. او در رد اين اتهام به تيمور گفت:
شما را انديشه غلط افتاده. نوبهاى در خلوت نشسته بودم، عروجى واقع شد تمام عالم را بر من عرض كردند به مثابه سفره. من قبول نكردم. ديدم كه سگى لنگ آمد و آن را در ربود. ما روى به آخرت آوردهايم، دنيا را طالب نيستيم. 1
نعمتالله ولى، مؤسس فرقه نعمتاللهيه نيز پس از بازگشت از حج در سمرقند سكنا گزيد كه به خاطر مريدان بسيارى كه گرد وى جمع شده بودند، تيمور از او خواست سمرقند را ترك كند و پيغام داد كه «هرچند به جناب شما اعتماد كلى هست، اما مفسدان ما را به حال خود نخواهند گذاشت. اگر به ولايت ديگر تشريف بريد، نيكوتر خواهد بود». 2
سيدجعفر، پسر سيد محمود نور بخش كه دعوى مهدويت داشت نيز، هنگامى كه به خراسان آمد بسيار مورد توجه و عنايت تيمور قرار گرفت. با اينحال سيورغالى 3 را كه تيمور داده بود، واگذاشت و عازم حج شد. 4 اينان در مجموع، بسيار مورد توجه حكومت بودند؛ علاوه بر بخششها و وقف و نذورات بسيار، حاكمان احترام فراوانى براى ايشان قائل بودند و به ديدارشان مىشتافتند. 5 همچنين تسهيلات فراوانى در امر حجگزارى آنها فراهم، و احكام واجبالاطاعهاى براى راحتى سفر حج آنان صادر مىكردند. 6