134در دوره تيمورى توانستند با مقبوليت عامى كه يافته بودند، جاى فقها و علما را در دربار بگيرند.
شاهان تيمورى، براساس سنتهاى آسياى ميانه تركى - مغولى، اعتقاد و ارادت زيادى به مشايخ اهل تصوف داشتند؛ چنانكه در تمام دوران حكومت تيموريان 1 بازار تصوف گرم و خانقاهها پررونق بود و سلطه مذهب، عرفان و تصوف در حوزههاى مختلف زندگى مردم، بيش از پيش، به چشم مىخورد. در خانقاهها و مدارس، مذهب و تصوف چنان به هم نزديك شده بودند كه جدا كردن شريعت از طريقت به دشوارى امكان داشت؛ چنانكه شيخالاسلام شهر، بزرگترين صوفى شهر نيز بود. 2 تصوف، بر اثر ازدياد خانقاهها و زاويهها و نيز احترام و حيثيت زياد مشايخ اهل تصوف، گسترش يافت؛ بهطورى كه در اين قرون، سلسلههاى متعددى از صوفيان با آرا و عقايد متفاوت و مشربها و مسلكهاى مختلف، وجود داشتند كه هر كدام به راه خود مىرفتند. از بزرگترين فرقههاى تصوف در اين دوره، مىتوان به سلسله نقشبنديه، نعمتاللهيه و صفويه اشاره كرد. 3
ارزشهاى مذهبى تيمور، تركيبى بود از عناصر شمنى تركى - مغولى، و ريشه در تصوف داشت. او با اين جماعت رفت و آمد زيادى داشت و مىپنداشت كه تمام موفقيتهاى خود را مرهون انفاس قدسيه سه صوفى بزرگ، شيخ شمسالدين فاخورى، شيخ زينالدين ابوبكر تايبادى و شيخ سيدبركه است. 4 البته گاهى هم كسب اعتبار، نفوذ و مريدپرورى فراوان يكى از شيوخ، باعث هراس وى مىگشت و آنها را از قلمروى خود مىراند؛ چنانكه هنگام سكونت سيدعلى همدانى، معروف به مير، (متوفاى