195برهنه با يكتاى زير جامه دارند مىگردند و جستوجوى اسباب خود مىكنند. شايد چيزى از دست دزدها افتاده باشد [و] به دست آنها آيد. گفتند: اينها آن زوّارى هستند كه ديشب برهنهشان كردهاند و گفتند حاجى هم بودهاند. خدا حفظ كند. راه عربستان خيلى مغشوش است. همين كه شب سردست آيد 1، مشكل است بيرون آمدن. منزل در كربلا در مراجعت، همان منزل اول است كه خانه حاجى ميرزا احمد شيرازى باشد.
روز دوشنبه، بيستوششم در كربلاى معلى بوديم. صبح ملاهاشم آمد ديدن؛ بعد از ظهر [هم] جناب آقا ميرزا على [هندى]. عصر را حرم مشرف شدم. جاى دوستان همه خالى. اگر كسى بداند كه در زيارت اين امام معصوم مظلوم (عليه السلام) چه فوايد عظيمهاى من حيث الدنيا والاخره هست، هرگز غفلت از آن نمىكند. «رزقنا الله العود اليه، ثم العود بعد العود» . بعد از ظهر رفتم سر نهر فرات. پيراهن و زيرجامه خود را از عرق شستم و خود هم غسلى كردم. امشب ساعت پنج مىگويند بار مىكنيم از مفارقت كربلا. بسيار محزونم. مراحم زيادى از حضرت سيدالشهدا - ارواحنا له الفدا و صلوات الله عليه و اله المعصومين - نسبت به خود با نابودى و ناچيزى و حقارت و روسياهى ديدم. «اللّهم ارزقنا العود إلى مشهده الشريف، ثم العود، ثم العود، ثم الموت فيه، ثم الدفن فى جواره، والحشر مع اوليائه، والنازلين بفنائه، بمحمّد وآله صلوات الله عليهم اجمعين» .
حركت به كاظمين
روز سهشنبه، بيستوهفتم نيز در آن ارض اقدس مشرّف بوديم. بعد از ظهر نيز جناب آقا ميرزا على تشريف آوردند. الاغ از چاروادار عرب ديديم براى كاظمين (عليهما السلام) . هر الاغى به ششهزار كه انشاءالله ساعت پنج از شب [گذشته] حركت كنيم. كرايه خانه حاجى ميرزا حسن از پيش از تشرّف به نجف اشرف و از بعد، جملتاً هشتهزار و ده شاهى شد.
مسيب - محموديه
روز چهارشنبه، بيستوهشتم تخميناً سه [ساعت] متجاوز از روز برآمده، وارد مسيب شديم. ديشب ساعت پنج، حسن مُكارى 2آمد و بارها را بيرون آورد و بار كرد و حركت كرديم. راه ظاهراً شش فرسخ بود و بسيار باصفا بود. از كربلا تا دو فرسخ متجاوز، از طرف