181
اول ربيعالاول 1316
روز پنجشنبه، غرّه 1ماه ربيعالاول سنه هزار و سيصد و شانزده در كربلا بوديم. صبح تخميناً دو [ساعت] از روز برآمده، مشرف شديم به حرم محترم حضرت سيدالشهدا - عليه آلاف التحية والثناء و ارواحنا له الفداء - و بعد از آن به حرم حضرت عباس (عليه السلام) و بعد از آن مراجعت كرديم به منزل، و عصر رفتيم به حمام خيمهگاه. بسيار حمام وسيع، پاكيزه خوبى بود و بسيار خلوت بود. اول دو سه نفر بودند، بعد منحصر شد به ما دو نفر. آب تازه خوبى داشت. دلاك مهربان خوبى داشت كه خدمت ما كرد. نامش مشهد علىاكبر بود، از اهل قزوين بود. از هر نفرى يكهزار پول به جهت استاد و دلاك گرفتند و نيم قمرى جامهدار به جهت نوره گرفت. اول مغرب از حمام بيرون آمديم و يكسر مشرف به حرم محترم شديم. شب را دو دست نان و كباب و دوغ بسيار خوبى گرفتيم. هوا شب و روز بسيار گرم است؛ متصل در حرم و در اثناى راه و در منزل از آن عرق مىريزد.
باغ جلو بالاخانهاى كه ما منزل داريم، باغ بسيار بسيار بزرگى است، مشهور است به باغ شيخ ابوالفتح. خودش هم در وسط باغ مدفون است. بقعهاى هم دارد. نخل بسيارى دارد. بسيار كربلا پرنعمت است و نعمتهايش همه گوارا و بعضيش ارزان است. آدم اينجا بسيار ميل به غذا پيدا مىكند. گويا از اثر آب فرات باشد؛ چرا كه بسيار شيرين و گوارا و هاضم است. گمان نمىكنم آبى از اين بهتر باشد. براى بثورات و امراض سوداويه بسيار خوب است.
گوش حقير چند سال است كه از اثر سودا مجروح است. چند دفعه كه در اين آب رفتم خيلى بهتر شده. كانّه مىخواهد اگر خدا بخواهد به كلى رفع شود. مىشود كه يكى از معانى آنكه در حديث وارد است كه در آب فرات دو ناودان از بهشت جارى است، آن باشد كه هم دفع مضار از آدم مىكند و هم جلب منافع مىكند. پس يكى ناودان دفع مضار است و يكى ناودان جلب منافع. و اين هر دو اصلاً از بهشت بالا كه در علّيين است و در نزد خداست، مىآيد به سوى دنيا و در اين آب مبارك نزول مىكند و از آن به جاهاى ديگر منتشر مىشود.
روز جمعه، دُويّم ماه در كربلا بوديم. اول صبح جاسم حملهدار 2آمد. صدوسى تومان