180منزل، خانه حاجى احمد شيرازى بود كه حال مرحوم شده و حاجى محمدحسن نامى از ورثه اجاره كرده، ما از او اجاره كرديم. دالاندار 1مشهدى محمد نامى است. خانه دو دست است، مشتمل بر باغچه و نخل و حوض آب. منزل ما در دست دُُويّم است، در اطاق فوقانى كه يك در رو به باغ دارد و يك در رو به خانه. خوب منزلى است الحمدلله. چاى عصر را در قهوهخانه، وقت مشرف شدن به حرم محترم خورديم. پيالهاى به دو شاهى. بد چايى نبود. قريب به غروب مشرف شديم و قريب به دو از شب گذشته برگشتيم به منزل. قيمت اجناس هم خوب است. يا به قيمت اصفهان است يا قدرى ارزانتر. هر نفرى به ده شاهى شب و روز اگر قناعت كند خوب مىتواند سر ببرد. همه هم خوب و فراوان است. از مشهد مقدس فراوانتر و ارزانتر است. هوا گرم است، اما نه به اندازهاى كه سابق گرم بود؛ از شهرها و منزلهاى پيش گرمتر است.
روز سهشنبه، بيستونهم [صفر 1316] در ارض كربلا بوديم. جاى همه دوستان خالى. حيف كه اين ايام منقضى مىشود. وقت چاشتى، ملاهاشم قارى، مشهور به شيشهبر ديدن آمد. خبرهاى تازه خيلى داشت كه بعضى مايه حزن بود و بعضى مايه سرور. نان و ماست و خيارى با هم خورديم و او رفت. امروز خاكم به سر، هنوز توفيق شرفيابى به حرم محترم را پيدا نكردهام. خيال دارم كه اگر خدا بخواهد مشرّف شوم.
روز چهارشنبه، سلخ 2ماه [صفر] در كربلا بوديم. صبح تخميناً دو [ساعت] از روز برآمده، مشرف به حرم محترم شديم. وقت برگشتن، نان جو خوبى ديدم زنهاى عرب مىفروشند. سه دانه، هر دانهاى به دو پول گرفتم. خيار چنبر تازه خوبى هم به نظر آمد. يك وقيه 3به شش پول خريدم. وقتى وارد منزل شدم، ديدم ميرزا رضا ماست بسيار خوبى هم خريده، با هم صرف كرديم. اول ظهر جناب آقا ميرزا على هندى كه از رفقاى بسيار بسيار خوب است و بسيار شكسته و از هم در رفته شده، به ديدن آمدند. تا دو [ساعت] به غروب مانده، در خدمت ايشان محظوظ بوديم.
امروز صدوپنجاه تومان وجه از جناب خان منشى باشى - زيد اجلاله - كه برات، سر حاجى عبدالباقى تاجر حواله كرده بودند، رسيد. بسيار مايه سرور شد. چه فايده كه كفايت از قروض نمىكند و صدتومان ديگر باقى دارد. والله هو الكافى و الكفيل، حسبنا الله و نعم الوكيل.