95فاتبعوهم فتلك عبادتهم اياهم. 1
آنان (اهل كتاب) آنها (احبار و رهبان) را نپرستيدند. حضرت فرمود: آرى نپرستيدند؛ ولى علما حلال را بر مردم حرام كرده و حرام را بر آنان حلال نمودند و آنان نيز در اين جهت، پيرو علما شدند و اين پرستش علمايشان بهحساب مىآيد.
نقد:
الف) جماعتهاى تكفيرى گمان مىكنند هركس از دستورات حاكم فاسق اطاعت و به آن عمل كند كافر مىشود، بدون آنكه به نيت و اعتقاد او نظر شود و اين خلط مبحث و اشتباه است؛ زيرا اعتقاد، فعل نفس به تنهايى و بدون مشاركت بدن است ولى عمل، فعل نفس به تحريك بدن است كه غير اعتقاد مىباشد.
پيامبر اكرم(ص)، بين آن دو فرق گذاشته و اعمال را به نيت دانسته و لذا نيت كه اعتقاد است را غير از عمل دانسته است.
در نتيجه در آيه( اِتَّخَذُوا أَحْبٰارَهُمْ وَ رُهْبٰانَهُمْ أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ ) 2، ذكرى از عمل بهميان نيامده و فقط به «اتخاذ» اشاره شده است و اتخاذ، به مجرد نيت واعتقاد تحقق مىيابد، گرچه عمل همراه آن نباشد. بنابراينمجرد اعتقاد شخصى به وجوب تدين به دستورات شخصى ديگر، گرچه مخالف با دستور خدا باشد، مصداق آيه خواهد بود؛
ب) در حديث عدى بنحاتم، ذكرى از عمل بهميان نيامده و فقط سخن از پيروىكردن است و در اتباع شرعى نيت و اعتقاد نهفته است؛
ج)موضوع استحلال و تحريم به مجرد عقيده و بدون عملتمام مىشود؛ لذا نمىتوان ادعا كرد كه اعتباربه عمل است نه عقيده؛