93مىتوان كشور و وطنشان را سرزمين جنگ دانست؟
4. تكفير جامعه
جماعت تكفيرى، با استناد به كلمات سيد قطب بعد از حكم به كفر صريح حاكمى كه به ما انزلالله حكم نمىكند، آن را بر محكومين و جامعهاى تسرّى مىدهند كه در صدد تغيير اين حكومت برنيامده و با جماعت تكفيرى كه خودشان باشند، در براندازى حكومت كافر مدنظرشان، همكارى نمىكنند. آنان طبق قاعدهاى معتقدند قاعدهاى كه هركس كافر را تكفير نكند، خودش نيز كافر است؛ به همين سبب اعلان به كفر حاكم درصورت حكم نكردن به ما انزل الله را لازم مىدانند.
آنان حتىمىگويند:
هركس گمان كند مردم كشورهاى اسلامى به خدا ايمان دارند و متدين به اسلاماند، كافر مىباشد؛ زيرا به ايمان اقوامى گواهى داده كه كافرند؛ زيرا كافر را تكفير نكرده است. 1
اينان در تكفير جامعۀ جاهلى به برخى از آيات قرآن و روايات استدلال كردهاند:
خداوند متعال مىفرمايد:
(فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطّٰاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللّٰهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىٰ لاَ انْفِصٰامَ لَهٰا وَ اللّٰهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (بقره:256)
بنابراين، كسى كه به طاغوت (بت و شيطان، و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده است كه گسستن براى آن نيست و خداوند شنوا و داناست.