92همگى از راه اسلامى گرفته شده باشد؛ درحالىكه امت مدعى اسلام، اين ارزشها را كنار گذاشته است؛ ازاينرو سيد قطب، جوامع اسلامى موجود را از عنوان دارالاسلام بيرون كرده و عنوان دارالكفر و بهدنبال آن دارالحرب را بر آنها گذاشته است. عنوانى كه براى خود گروه و حزبى مىطلبد تا به وظيفۀ انقلابى خود، از راه جهاد، قيام كرده و خيمه دارالاسلام را بهحال اول خود درآورد.
سيد قطب مىگويد:
و هر سرزمينى كه با مسلمان در عقيدهاش بجنگد و او را از دينش بازداشته، انجام دستورات شرعش را تعطيل نمايد، آن سرزمين «دارالحرب» است، گرچه در آن اهل و عشيره و قوم و مال و تجارت او باشد و [در مقابل] هر سرزمينى كه عقيدۀ مسلمان در آن پابرجا شود و شريعت او در آنجا عملى گردد، آن سرزمين «دارالاسلام» است، گرچه در آن اهل و عشيره و قوم و تجارتى نداشته باشد. 1
نقد:
الف) در اين كلام، تعريف جديدى از مفهوم دارالحرب و دارالاسلام عرضه شد، بىآنكه پشتوانه فقهىاى داشته باشد. آيا مىتوان افراد مستضعف جامعۀ اسلامى را تكفير و به كفار حربى تشبيه كرد؟ افرادى كه تحت سلطه نظام حاكم قرار گرفته و جاهلاند يا قدرت انتقاد بر حاكم فاسق و ظالم را ندارند. آيا مىتوان وطن آنان را دارالحرب بهحساب آورد كه در حال جنگ با اسلام و مسلميناند؟
ب) آيا مىتوان مسلمانانى كه معتقد به مبدأ و معاد و ملتزم به دستورات الهى هستند، جنگجو با اسلام و مسلمين بهحساب آورد؟ يا