89تفكر اسلامى مىناميم، تمام آنها ساخته و پرداخته اين جاهليت است. 1
سپس مىگويد:
سرزمينى كه در آن اسلام حاكم نباشد و شريعت اسلام برپا نگردد، سرزمين اسلام نيست. سرزمين اسلام، تنها سرزمينى است كه اسلام با روش و قانونش در آن مسلط است و بعد از ايمان نيست، مگر كفر و بعد از اسلام نيست، مگر جاهليت و بعد از حق نيست، مگر گمراهى. 2
او جايى ديگر مىگويد:
مسئله درحقيقت، مسئلۀ كفر و ايمان، مسئلۀ شرك و توحيد، مسئلۀ جاهليت و اسلام است و اين امرى است كه بايد واضح شود... . اينكه مردم آنگونه كه ادعا مىكنند، مسلمان نيستند و زندگى جاهلى دارند و اگر در ميان مردم كسانى هستند كه دوست دارند خود يا ديگران را فريب دهند و معتقد شوند اسلام ممكن است با اين جاهليت استقامت يابد، خودشان مىدانند؛ ولى گول خوردن يا گول زدن آنان، نمىتواند چيزى از حقيقت يا واقع را بكاهد. نه اين اسلام است و نه آن مسلمانى. 3
همچنين در جايى ديگر مىگويد:
زمان دور مىزند همانند هيئتى كه روز اول اين دين، با لا اله الا الله آمد و امروزه بشريت به پرستش بندگان و ستم اديان بازگشته و از لا اله الا الله به دور مانده است... .
تمام بشريت كه از جملۀ آنان كسانى هستند كه در مأذنهها در شرق و غرب كرۀ زمين لا اله الا الله را بدون مفهوم و واقع بر زبان جارى مىسازند... و گناه آنان سنگينتر و عذابشان در روز قيامت بزرگتر است؛ زيرا آنان به پرستش بندگان پرداختند بعد از آنكه هدايت برايشان روشن شد و در دين خدا بودند. 4