88مشاهده مىشود و مقصود او مرحلهاى خاصاز تاريخ نيست، بلكه حالت و وصفى است كه دروضعيت يا نظامى خاص با وجود مقوماتش تحقق مىيابدو لذا جامعۀ جاهلى نزد او، هر جامعۀ غيرمسلمان استو بهتعبير ديگر، تمام جوامعى است كه امروزه روىزمين هستند. از جملۀ آنها، جوامعى است كهادعاى مسلمانى دارند، گرچه نماز مىخوانند، روزه مىگيرند، حج بهجا مىآورند و بهوجود خداوند سبحاناقرار مىكنند... . او معتقد بود كه مردم اين زمان، مسلمان واقعى نيستند؛ بنابراين بايد آنان را از جاهليتغوطهور شدۀ در آن، به اسلام بازگرداند و مسلمانانىجديد تربيت كرد.
سيد قطب مىگويد:
جاهليت - در پرتو اين نص - بخشى از زمان نيست. بلكه وضعى از اوضاع است. اين وضع، ديروز اتفاق افتاد و امروز و فردا نيز اتفاق مىافتد و صفت جاهليت مقابله و ضديت با اسلام را بهخود مىگيرد.
مردم در هر زمان و هر مكانى،يا چنين است كه به شريعت اسلام بدون افتادن درفتنه حكم كرده وحكم خدا را قبول مىكنند ودر برابر آن تسليم مىشوند. در اين هنگام استكه بر دين خدايند و يا اينكه در هر صورتبه قانونى از قوانين ساختۀ بشر حكم كرده و آنرا مىپذيرند. آنان در اين هنگام در جاهليتبوده و در دين كسانى هستند كه بر اساس قوانينآنان حكم مىكنند و در هيچ حالى دردين خدا نيستند. 1
همچنين وى مىگويد:
ما امروزه در جاهليتى هستيم همانند جاهليت صدر اسلام، بلكه تاريكتر از آن و هر آنچه در اطراف ما است جاهليت مىباشد. تصورات مردم و عقايد و عادات و تقليدهاى آنان، موارد فرهنگ و فنون و آداب و شرايع و قوانين آنان، حتى بسيارى از آنچه ما آن را فرهنگ و منابع و فلسفه و