57اينكه برخى از آنان به افرادى كه مخالف خود در رأى و مذهب مىباشند، عنوان تحريف كننده، دجال، شعبدهباز، بدعتگذار و در آخر مشرك و كافر را اطلاق مىكنند.
از بسيارى از سفيهانى كه خودشان را به عقيده نسبت مىدهند، شنيدهايم كه چگونه امثال اينگونه الفاظ را بىضابطه و بهطور گسترده، بهكار مىبرند و حتى برخى از آنها پا از اين فراتر نهاده و بر مخالف خود عنوان «دعوتكننده به شرك و گمراهى در اين زمان و تجديدكننده ملت عمرو بنلحى...» را بهكار مىبرند... .
اينگونه از برخى سفيهان مىشنويم كه بهصورت گسترده امثال اين دشنامها و فحشها و الفاظ قبيح را بهكار مىبرند، الفاظى كه تنها از افراد كوچه و بازار صادر مىشود، كسانى كه اسلوب و روش دعوت و طريقه ادب در مناقشه را به خوبى نمىدانند... . 1
همچنين او مىگويد:
بسيارى از مردم - كه خداوند آنان را اصلاح كند- در فهم حقيقت اسبابى كه صاحبش را از دايرۀ اسلام خارج مىكند و موجب حكم به كفر بر او مىگردد، به خطا مىروند و شما آنان را مشاهده مىكنيد كه در حكمكردن بر مسلمان به كفر، به مجرد مخالفت، سرعت مىنمايند، به حدى كه جز اندكى از مسلمانان در روى زمين باقى نمىماند و ما به جهت حسن ظن براى آنان عذر مىتراشيم و مىگوييم: شايد نيت آنان پاك باشد و به انگيزه وجوب امر به معروف و نهى از منكر دست به اين كار زدهاند؛ ولى نمىدانند كه اداى تكليف امر به معروف و نهى از منكر بايد از روى حكمت و موعظه حسنه باشد و اگر اين تكليف به مجادله كشيد، بايد به نحو احسن باشد. آنگونه كه خداوند متعال فرمود: (ادْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ