54مصادر معتبر فقهى آنان بهحساب مىآيد، مىنويسد:
مطلبى درباره خوارج زمان ما، پيروان محمدبن عبدالوهاب.
گفته او در تعريف خوارج: (اصحاب پيامبر(ص)ما را تكفير مىكنند) دانستى كهاين (تكفير اصحاب)، در نامگذارى به خوارج شرط نيست،بلكه خارجى كسى است كه بر آقاى ما على[(ع)]خروج كرده است، وگرنه در مورد آنان كافى است اعتقادشانبه كفر كسانى كه بر او خروج كردهاند، همانگونه كه در زمان ما درباره پيروان محمد بن عبدالوهاباتفاق افتاد، كسانى كه از نجد خروج كرده و برحرمين غالب شدند و مذهب حنابله را به خود منتسبنمودند، ولى معتقد بودند كه تنها خودشان مسلماناند وهركس كه مخالف اعتقادشان باشد مشرك است و از اينراه كشتن اهل سنت و علماى آنان را مباح دانستندتا اينكه خداوند شوكت و ابهت آنان را خرد كردو شهرهاى آنان را خراب نمود و در سال 1233لشكر مسلمانان را بر آنان پيروز گردانيد. 1
4.شيخاحمدصاوى
شيخ احمد صاوى مالكى درباره محمد بن عبدالوهاب در حاشيه خود بر تفسير جلالين مىنويسد:
و گفته شده كه اين آيات در مورد خوارجى نازل شده كه تأويل قرآن و سنت را تحريف نموده و از اين طريق خونها و اموال مسلمانان را حلال شمردند، همانگونه كه الآن نظير آنان را مشاهده مىكنيم و آنان فرقهاى هستند در سرزمين حجاز به نام وهابيت كه گمان مىكنند كسى هستند. «آگاه باشيد كه آنان همان دروغگوياناند كه شيطان بر آنان غلبه كرده و ياد خدا را از يادشان برده و آنها حزب شيطاناند. آگاه باشيد كه حزب شيطان همان زيانكاراناند». از خداى كريم مىخواهيم كه ريشه آنان را قطع كند 2.