555.شيخ محمد بن سليمان كردى، ازاساتيد محمد بنعبد الوهاب
مفتى مكه سيد احمدبن زينى دحلان از او نقل كرده كه در رد محمدبن عبدالوهاب خطاب به او مىگويد:
اى فرزند عبدالوهاب! درود بر هركسى كه از هدايت پيروى كرده است. من به خاطرخدا تو را نصيحت مىكنم كه زبانت را ازمسلمانان بازدارى... .
تو نمىتوانى و حق ندارى عموممسلمانان را تكفير كنى؛ زيرا تو فردى از اين امتىو نسبت كفر به كسى كه از عموم مسلمانان خارجشده به واقع نزديكتر است؛ زيرا او از غيرراه مؤمنين پيروى كرده است. خداوند متعال مىفرمايد: «كسىكه پس از آشكار شدن حق، از پيامبر مخالفت كندو از راهى جز راه مؤمنان پيروى نمايد، ما اورا به همان راهى كه مىرود مىبريم واو را به دوزخ داخل مىكنيم و سرانجام بدىاست. 1و همانا گرگ، گوسفند وامانده را مىخورد». 2
6.سيدمحمدرشيدرضا
وى كه خود از مدعيان سلفىگرى است مىگويد:
از عظيمترين مصائبى كهفرقههاى اسلامى به آن مبتلا هستند نسبت فسق وكفر به يكديگر است با اينكه قصد همه رسيدن بهحق به مقدار كوششى است كه به جهت تأييد واعتقاد و دعوت به آن انجام دادهاند و مجتهدگرچه خطا كرده، مأجور است. 3
7.دكتر طاها جابر فياض علوانى
او كه استاد فقه واصول دانشگاه محمدبن سعود است، مىگويد:
جوانانى را ملاحظه مىكنيم كهخود را به سلفيه نسبت مىدهند و عدهاىديگر خود را به اهل حديث نسبت مىدهند وبرخى ديگر انتساب به مذهبىگرى دارند و بعضى ادعاىلامذهبى مىكنند و بين اين افراد اتهامات مختلف ازقبيل تكفير وتفسيق ونسبت به