14
3. اجتهاد
اختلاف در درك و فهم و تحليل، مربوط به طبيعت بشر و واقعيتى انكارناپذير است و تا وقتى كه در محدودۀ صلح، اجتهاد و احترام نهادن به نظر ديگران باشد، امرى پسنديده و انسانى است؛ ولى اگر اختلاف در نظر و رأى، به نزاع، كشتار و جنگ و خونريزى منجر شود، حيوانى بوده و عامل افتراق ميان انسان و حيوان است. ابنتيميه در اين باره مىگويد:
حقيقت امر در اين مطلب اينكه گفتارگاهى كفر است؛ لذا صاحبش تكفير مىشود و گفتهمىشود: هركس چنين بگويد كافر است؛ ولى شخصمعينى كه آن را گفته حكم به كفرش نمىشودتا حجتى بر او اقامه شود كه تارك آنرا كافر بهحساب آورد... و همچنين است اقوالى كهموجب كفر گوينده آنهاست. گاهى شخصى نصوصى كه موجبشناخت حق باشد، به او نرسيده و گاهى نيز نصوصدست اوست ولى برايش ثابت نشده يا قدرت فهم آنرا ندارد و گاهى نيز شبهاتى بر او عارضشده كه خداوند او را بدان جهت معذور دانسته است؛لذا هركس از مؤمنان در راه كسب حق تلاش كندولى به خطا رود، بهطورحتم خداوند خطايش رامىآمرزد هر كه باشد؛ خواه در مسائل نظرى ياعلمى و اين چيزى است كه اصحاب پيامبر(ص)وجمهور رهبران اسلام بر آناند...؛ ولى در اينجامقصود اين است كه مذاهب امامان مبنى بر اين تفصيلبين نوع بوده و اينگونه است؛ و لذا طايفهاى از آنان قول به خلاف را در آنان حكايتكرده و حقيقت گفتۀ آنان را نفهميدهاند.
پس طايفهاى از احمد بن حنبل، در تكفير اهل بدعت، دوروايت مختلف را حكايت كردهاند تا اينكه اختلاف رادر تكفير مرجئه و شيعه (تفضيل دهنده على بر عثمان) قرار داده و چه بسا تكفير و خلود در آتشدوزخ را ترجيح دادهاند و اين مذهب احمدبن حنبلو ديگر