13ابنتيميه پس از سخن گفتن دربارۀ كفر و گمراهى اهلحلول و اتحاد از غاليان متصوفه مىگويد:
... پسهر كسى كه از باطن اين مذهب آگاهتر باشدو در عين حال با آنان بر اين عقيده موافقتنمايد، كفر و الحادش ظاهرتر است و اما جاهلانىكه حسنظن به گفتۀ آنان داشته و حرفشان رانمىفهمند و معتقدند كلامشان از جنس كلام مشايخ عارفاست كه به سخنان صحيح تكلم مىكنند، ولى بسيارىاز مردم آنها را نمىفهمند، در آنها اسلام وايمان و پيروى از قرآن و سنّت بهحسبايمان تقليدى آنان مىيابى و نيز در آنهااقرار به مشايخ و حسنظن و تسليم در برابرآنان به حسب جهل و گمراهى مىيابى... . 1
2. تأويل
از عبارات علماى اهل سنّت استفاده مىشودكه تأويل كننده معذور است. ابنتيميه مىگويد:
همانا تأويل كننده كه قصدش پيروى رسول(ص)است، درصورتىكهاجتهاد كرده و خطا نموده، تكفير و تفسيق نمىشودو اين مشهور نزد مردم در مسائل عملى است واما مسائل اعتقادى، بسيارى از مردم خطاكنندگان در آن راتكفير كردهاند و اين قولى است كه از هيچكدام از رهبران مسلمين شناخته شده نيست، بلكه اين قولدر اصل از اقوال اهل بدعت است. آنان بدعتگذارند و مخالفان خود را تكفير مىكنند؛ همانند خوارجو معتزله و جهميه. 2
ابنحجر عسقلانى مىگويد:
علما گفتهاند هر تأويل كنندهاى در تأويلش معذور بوده و گناهكار بهحساب نمىآيد؛ درصورتىكه تأويلش مطابق با زبان عرب بوده و در علم قابل توجيه باشد. 3