138شحاته مىگويد:
از سال 1994 تا 1996م. زمان سختى بر من گذشت و بعد از آن، حق تا آخر بر من آشكار شد و از آن زمان بود كه به ريسمان محكم و راه مستقيم با ولايت اهل بيت(عليهم السلام)تمسك نموده و آن را در هر مكان اعلام نمودم و هدفم از آن، انجام وظيفه در آشنا كردن مسلمانان به واقع و حقيقتى بود كه قرنها مخفى شده بود. 1
مجله «المنبر» با شحاته مصاحبهاى انجام داده كه به بخشهايى از آن اشاره مىكنيم.
رؤياى صادقه پس از تحقيق
او مىگويد:
بعد از سالهاى طولانى حق برايم منكشف شد و آن از سال 64 تا سال 1996م. بود و آن به دنبال رؤياى صادقهاى كه در آن، رسول خدا(ص)را مشاهده كردم كه بر روى كوه بلندى ايستاده و من در برابر دستان شريفش قرار دارم. اميرمؤمنان(ع)آمد و آن دو، شروع به گفتوگو و سخن گفتن با لغتى كردند كه نمىفهميدم. آنگاه پيامبر(ص)امام را به سوى كار مهمى فرستاد و به من اشاره كرد تا پشت سر او به حركت درآيم و من چنين نمودم و در آن هنگام، به جز گردن شريف حضرت على(ع)را از پشت مشاهده نمىكردم و او در نهايت جمال و زيبايى بود (خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست) و از آن كوه، پشتسر امام پايين مىآمدم و هر زمان كه نزديك بود بر زمين افتم، حضرت با دستانش اشاره كرده و من برخاسته و خود را جمع مىنمودم و خدا را سپاس از خواب بيدار شدم و فهميدم تعبير آن اين است كه بايد حق