139را اعلان كرده و پشت سر حضرت على(ع)به حركت درآيم و لذا من الآن در معرض بسيارى از مشقّتها هستم. ولى در برابر ولايت آن حضرت(ع)همه آنها را تحمل مىكنم. 1
برپايى مجالس عزادارى امام حسين (ع) در مصر
شحاته مىگويد:
بنىاميه كه خداوند آنان را از رحمتهاى خود دور كند، در شهرهاى مصر اينگونه پايهگذارى كردند كه روز عاشورا روز عيد باشد و كارهاى خلافى را در آن روز، از قبيل: دعوت به اطعام و سرمه كشيدن و پوشيدن لباس نو و غسل و روزه انجام داده و به دروغ به رسول خدا(ص)نسبت دادند و به دروغ گمان كردند كه آن روز، روز سعادت بر تمام انبياست. «فانّا لله و انّا اليه راجعون» .
من به اين كار زشتى كه مادر جوان از دست داده را به خنده وامىدارد، نظر مىكردم. عقيدهاى كه در آن وقت، دلهاى ما را به درد مىآورد؛ زيرا عوام هميشه آن روز را عيد گرفته و شيرينى پخش كرده و به زبان عوام اسم (شيرينى عاشورا) بر آن مىگذاشتند و تمام اين اشتباهات و كارهاى زشت بدين جهت بود كه علما - كه خداوند آنان را بكشد - زبانشان گنگ شده و حق را كتمان نموده و در باطل غور نموده و مردم را آگاه نكردند كه چه بر حسين (صلوات الله عليه و آله) در روز عاشورا گذشته است؛ و آن اينكه كشته شدن حسين[(ع)] نتيجه حادثه تلخ بنىساعده بوده است.
من فرياد برآوردم و گفتم: اى مردم! شما را چه شده كه جشن برپا كرده و در روزى شادى مىكنيد كه فرزند رسول خدا(ص)و نور چشم