106پيامبر(ص)باشد... . برخى از متأخرين جرئتبه خرج داده و كسانى را كه برخى از ظنياترا تأويل يا با برخى از مسائل اجتهادى گذشته مخالفتنموده يا برخى از مسائل اختلافى را انكار كردهاند.با جسارت تمام مخالفان خود در برخى عادات را تكفيرنمودهاند، گرچه از بدعتهاى ممنوع باشد. آنان برطبق عقايد كافران و اخلاق منافقان بوده و اعمال مشركانرا انجام مىدهند؛ ولى خود را به عنوانمؤمن راستگو توصيف مىنمايند. 1
3. علماى وهابى
از جمله مخالفان تكفير سياسى علماى وهابى هستند؛ زيرا آنان فقيه و عالم دربارى هستند و اطاعت از حاكمان را، هر چند فاسد و ظالم باشند، لازم مىدانند؛ بنابراين تكفير آنها را جايز نمىدانند. محمد ناصرالدين البانى محدث وهابيان مىگويد:
همانا مسئله تكفير بهطور عموم - نه فقط براى حاكمان، بلكه براى محكومان- [در سطح جامعه] نيز فتنهاى بزرگ و قديمى است كه فرقهاى از فرقههاى اسلامى قديم معروف به خوارج از مبانى خود بهحساب آوردهاند و با كمال تأسف، برخى از دعوتكنندگان يا اهل حماسه، گاهى از آن خارج شده و به اسم آن دو در تكفير افتادهاند.
ابنعثيمين در تعليقۀ خود بر اين كلام البانى مىنويسد:
اين كلام صحيح است؛ يعنى آنان كهبر واليان مسلمين حكم به كفر مىكنند، در اينكارشان چه بهرهاى مىبرند؟ آيا مىتوانند حكومتشان را نابود كنند؟ نمىتوانند. اگر يهود كه فلسطينرا قبل از پنجاه سال اشغال كرده و مع ذلكتمام امت اسلامى اعم از عرب و عجم نتوانسته آنانرا ريشه كن كنند، حال چگونه ما بياييم و زبانخود را بر واليانى مسلط كنيم كه بر ما حكممىرانند؟ درحالىكه ما مىدانيم نمىتوانيم