107حكومتشانرا از بين ببريم و تنها خونهايى ريختهو اموالى مباح و آبروهايى ريخته مىشود و هرگزبه هيچ نتيجهاى نمىرسيم.
در اين صورت چه فايدهاى دارد؟ حتى اگر انسان بين خود و پروردگارش معتقد باشد كه از جملۀ آن حاكمان كسانى هستند كه كفر خارج كنندۀ از امت اسلام را بهطور حتم دارند، ولى اعلام و اشاعۀ آنچه فايدهاى جز برانگيختن فتنهها دارد؟ 1
همچنين بن باز در تعليقۀ خود بر كلام البانى مىنويسد:
من آگاه شدم بر پاسخ مفيد و با ارزشى كه صاحب فضيلت شيخ محمد ناصرالدين البانى وفّقه الله داده و در روزنامۀ «المسلمون» چاپ گرديده. جوابى كه از مسئله تكفير مطلق افرادى داده كه حكم به غير ما أنزل الله مىكنند. من آن را سخن باارزشى يافتم كه به حق رسيده و در آن راه مؤمنان را پيموده و روشن كرده است. - خداوند او را موفق گرداند - جايز نيست بر احدى از مردم به مجرد عمل تكفير كند كسى را كه حكم به غير ما أنزل الله كرده بدون آنكه بداند آيا او به قلبش آن را حلال شمرده است؟
او واضح كرده - خداوند او را توفيق دهد- كه كفر بر دو نوع است: اكبر و اصغر.همانگونه كه ظلم بر دو نوع است و نيزفسق بر دو نوع است: اكبر و اصغر. پس هركسبه غير ما أنزل الله حكم كرد يا زنا ياربا يا غير آنها را حلال شمارد، به كفر اكبرو ظلم اكبر و فسق اكبر مبتلا شده است؛ ولىهركس اين كارها را انجام دهد بدون آنكه حلال شمارد،مبتلا به كفر اصغر و ظلم اصغر و نيز فسقاصغر است؛ به جهت گفتۀ پيامبر(ص)در حديث ابنمسعود«دشنام مسلمان فسق و كشتن او كفر است»، مقصود حضرتاز فسق و كفر در اينجا اصغر است و اگر