118
6. آب و هوا
هواى تابستان شهر نجف، گرم و خشك، و در زمستان سرد و استخوانسوز است. با شدت گرفتن گرماى تابستان، مردم به سردابها و زيرزمينها پناه مىبرند. 1برف در شهر نجف، در ماه آذار مىبارد و ميانگين بارش آن در طى ده سال، نزديك به يكميلىمتر است و همان مقدار هم خيلى زود آب مىشود.
بادهايى كه در اين شهر مىوزد، جهتهاى مختلف دارد و سرعتشان نامتعادل است. به ندرت شهر نجف بادهاى شديد و طوفانى به خود ديده و معمولاً در تابستان، در ماه تموز، بادهاى سوزانى كه حرارتشان به 45 درجه مىرسد، شهر را درمىنوردد.
7. راههاى ارتباطى و وسايل نقليه
در قديم، آمد و رفت در عراق، با حيوانات و وسايل نقليه آبى صورت مىگرفت:
آنچه نجف را به شهرهاى ديگر عراق و حجاز و. . . مرتبط مىساخت، اسب و الاغ و قاطر و شتر بود و در روزگارى كه هنوز درياچة نجف خشك نشده بود، كشتىهاى بادبانى، از بصره به اين درياچه وارد مىشدند و در كنارة شرقى آن پهلو مىگرفتند. 2
رودخانة فرات كه از كوفه مىگذشت، اگرچه حدود 10 كيلومتر از شهر نجف دور بود، اما نجفىها با كمك قايقهاى بادبانى و بعدها موتورى، از آن براى جابهجا شدن و حمل بارهاى خود سود مىبردند. مسافرت به كربلا، معمولاً با درشكههاى اسبى انجام مىشد و مسافران در بين راه، در كاروانسراهاى «مصلى» ، «نصف» و «نخيله» استراحت مىكردند.
نخستين ماشين، در سال 1911م/1329ق وارد نجف شد. 3دومين ماشين متعلق به «خليلپاشا» والى شهر بود. بعدها ماشينهاى نيروهاى اشغالگر انگليسى، در همه جاى شهر به چشم مىخوردند. 4راههايى كه نجف را به شهرهاى اطراف مرتبط مىساخت، صاف و هموار نبود و اخيراً سر و سامانى گرفته و پرداخته شده است.
راه زمينى حج، از قديم وجود داشت و از دوران حكومت عباسيان و دورههاى پس از آن، قافلههاى حج، كه از راه زمينى به حج مىرفتند، راه عبورشان تنها از نجف بود. 5اين راه از كنار گودىهاى بحر نجف آغاز مىشد و به «رحبه» مىرسيد و از آنجا تا «آبار زبيده» و «بركة حمد» و «مغيثه» و «شبكه» و «شراف» و «واكصه» و «عيدها» و «جميمه» ، ادامه داشت و در انتها به سرزمينهاى حجاز مىرسيد. 6