133و نيز، مىفرمايد: «در ميان آنها دوستان فاسد و اخلالگرى بودند كه قابل اعتماد و اطمينان نبودند». 1
حضرت على (ع) از نظر علم و عمل و سوابق و خصايص عالى و پسنديده، در پيشگاه خدا و رسول(ص) داراى چنان مقامى بود كه همواره مورد رشك و عداوت دشمنان واقع مىشد.
به هر حال، ناكثين و قاسطين و مارقين همواره پيمانها و نصوص رسول خدا(ص) را درباره على (ع) ناديده مىگيرند.
وَ كانَ ما كانَ مِمّا لَسْتُ أذْكُرُه
فَظنَّ خَيْراً وَ لا تَسأل عَنِ الْخَير 2
شد آنچه شد، و من از آن چيزى به ياد نمىآورم، تو نيز گمان خير داشته باش و از آنچه گذشت سؤال مكن.
قريش و ساير قبايل عرب، به اختلاف و كشمكش علاقهمند بودند و با اين خوى زشت، آنچنان دستخوش اهداف و غرايض قومى شده بودند كه براى به فراموشى سپردن نص و عهد پيامبر(ص) بر يكديگر پيشى نيز، مىگرفتند.
به همين دليل، از همان ابتدا، موضوع مهم خلافت را از مجراى منصوص نبوى (ص) خارج كردند و به اختيار و انتخاب گذاشتند، تا هر كسى، حتى اگر لايق احراز چنين پستى هم نباشد، بتواند در انتخابات، شركت كند.
در صورتى كه اگر آنها به نص عمل مىكردند، على (ع) را مقدم مىداشتند و خلافت، از عترت طاهرهاى كه پيامبر(ص) آن را همقرين آيههاى محكم خدا و اسوه اولىالالباب تا روز قيامت قرار داده بود، خارج نمىگشت و عرب ناچار نمىشد كه