132امر خدا را، علىرغم مخالفت و كارشكنى دشمنان حاكم سازد.
بنابراين، مردم جز با قهر و غلبه در برابر على (ع) مطيع نمىشوند، زيرا آنها نسبت به خونهايى كه در زمان رسول خدا(ص) ريخته شده بود، تعصب داشتند، علاوه بر آن، پس از رسول خدا(ص) در قوم و قبيله او، جز على (ع) كس ديگرى نبود كه مورد خشم و انتقام دشمنان قرار گيرد؛ زيرا او سمبل عشيره و افضل افراد قبيله خود بود، بدين جهت، دشمنان در پى فرصتى بودند تا زحمتهاى او را به هدر دهند.
قريش و اعراب از شدت عدالت و صلابت على (ع) نسبت به متجاوزين حدود الهى، سخت بيمناك و از امر به معروف و نهى از منكر و از اجراى عدالت و مساوات على (ع) همواره گريزان بودند و كسى نمىتواند در پيشگاه او، راه طمع و نفوذى داشته باشد!
زيرا شخص قوى و قدرتمند نزد او، ضعيف و خوار است، تا اينكه حق را از او بگيرد و ضعيف و حقير نزد او عزيز و قوى خواهد بود، تا اينكه بتواند حق را براى او بستاند. 1 با اين اوصاف عربها در برابر چنين شخصيتى چارهاى جز تسليم نداشتند، در حالىكه قرآن كريم مىفرمايد: «اعراب باديهنشين در كفر و نفاق سختتر و خشنتر و به جهل و نادانى، نسبت به احكام و حدودى كه خدا بر رسولش نازل فرموده، شايستهترند!» 2
و «بعضى از مردم مدينه هم در نفاق و دورويى مهارت و استقامت دارند، كه شما بر نفاق درونى آنان آگاه نيستى و ما، سيرت آنان را مىدانيم!» 3