67است. (ارسطاطاليس، 1368). از لحاظ اقتصادى نيز چون تمامى هزينهها در حالت آزاد، درونى مىشود، كل سيستم كارآمدتر است.
امكانسنجى شكلگيرى الگوهاى مديريتى رقيب
در اين قسمت با توجه به قسمتهاى قبلى، زمينههاى اصلاح الگوى فعلى يا ارائه جايگزينى براى آن، بررسى مىشود. البته اين بررسى با اين فرض مسلّم آغاز مىشود كه به معناى واقعى، زمينه حج و استطاعت جامع براى حجاج فراهم شده است و مردم و دستگاه رسمى با آگاهى كافى به آن اقدام مىكنند. اما در صورتى كه زمينههاى استطاعت قابل قبولى فراهم نشده باشد يا براى دستگاههاى بخش عمومى وظايف مهمتر و برترى مطرح باشد، مشكل جدىتر خواهد بود. گفتنى است هنگام مطالعه براى تدوين اين مقاله، با برخى از معضلات اقتصادى و اجتماعى كشور مواجه مىشدم كه هشدار دهنده بود؛ براى مثال اهالى يكى از روستاهاى «كهكيلويه» براى خريد از مغازهاى يا رفتن به مدرسه يا محل كارى كه آن طرف رودخانه است بايد هر روز سوار وسيلهاى شوند كه شبيه تلهكابين دستى است. آنها بايد ضمن عبور از آن، سيمى را براى حركت دستگاه به سمت چرخهاى دو طرف هدايت كنند. موضوع غمانگيز آن است كه در بيشتر مواقع انگشت افراد زير چرخ مىرفت و قطع مىشد. اين اتفاقى است كه در دهه دوم قرن 21 در كشورى اسلامى رخ مىدهد. بسيار واضح است كه هزينههاى رسمى و خصوصى كه براى حج و عمره صرف مىشود، مىتواند در اصلاح معضل مورد نظر بهكار رود و حتى ممكن است برخى هزينههاى تمتع نيز با اين وصف توجيه ناپذير باشد. خلاصه، دانشآموزان روستاى ياد شده مدرسه ندارند و بايد به روستاى ديگر بروند. اما خيلى از آنها ديگر انگشتى براى نگهداشتن قلم ندارند؛ زيرا انگشت آنها لاى دستگاه مذكور مانده است.
همچنين در 40 كيلومترى «مسجد سليمان» روستايى قرار دارد كه نه برق دارد و نه آب. هشت دانش آموز پسر و پنج دانش آموز دختر بهجاى كلاس، در آغلِ تاريكى درس مىخوانند. بچهها مىگويند مطالب نوشته شده روى تخته سياه را نمىبينند. درخور توجه است كه خانمى نيكوكار به نام «الياسى» با 65 سال سن، هزينه حج خود را تقديم دانشآموزان آنها كرد تا كلاسى براى آنها ساخته شود. اينها را براى نمونه ذكر كرديم و دشوارىها به همين موارد تمام نمىشود. در هر صورت، اين واقعيتها و موارد مشابه آن، ممكن است بر مفهوم استطاعت مؤثر باشد. 1