66در ضمن از سوى جمعيت هلال احمر ايران نيز هزينههايى براى نظارت بر امور بهداشتى دراماكن حج، اعزام پزشك، سمپاشى و موارد مشابه، بر كل سيستم تحميل مىشود. دفتر طرح و برنامه حج، كه از سال 1388 راهاندازى شده است، از منظر اقتصادى، اضافه شدن واحدهاى موازى به حساب مىآيد.
طبق برآورد اوليه، براى هر زائر ايرانى هزينه مستقيم حدود 1/5 ميليون تومان و دو برابر اين رقم، به شكل غير مستقيم، از منابع اقتصاد كشور هزينه مىشود؛ يعنى 4/5 ميليون تومان كل هزينه هر فرد زائر است. بنابراين در صورتىكه 100 هزار حاجى بهطور متوسط مورد نظر باشد، هزينه مربوط 450 ميليارد تومان خواهد شد. اينها غير از هزينههاى جارى پرسنل تمام وقت سازمان، هزينه تشريفات و ديگر هزينههاى مشابه است. اين در حالى است كه هزينهها در بيشتر كشورها، درونى شده است و بهطور شفاف از سوى استفاده كنندگان از خدمات حج پرداخت مىشود. حتى در كشورهاى جنوب شرق آسيا، مردم بهطور خودجوش و در قالب انجمنها، صندوقها و شركتهاى سرمايهگذارى مخصوص حج راهاندازى كردهاند. البته الگوى مديريت فعلى حج در ايران با فرض ثبات ساير چيزها، برجستگىهاى مناسبى هم به همراه دارد. در واقع، هر نوع سازمان رسمى مربوط به بخش عمومى، كاركردهايى دارد و تحليل حاضر نيز منكر خدمات فراوان سازمان حج نيست. اما چند سؤال در اين زمينه وجود دارد:
1. آيا الگوى بديلى براى اين شيوه مديريت وجود دارد؟ يا اين شيوه، منحصر بهفرد است؟
2. آيا مجموعه اهداف حج در قالب الگوى مورد نظر محقق مىشود يا خير؟
3. آيا هزينههايى غيراقتصادى از ناحيه اين مديريت بر كشور و بر خود حجاج تحميل نمىشود؟
4. ضرورت و توجيه علمى و اقتصادى سازماندهى مذكور چيست؟
5. آيا با ملاحظه منافع جانبى اين شيوه مديريت و هزينههاى مربوط و با كمك تكنيك هزينه - فايده جامع مىتوان گفت دستگاه مربوط از كارآيى استاندارد برخوردار است يا خير؟
6. آيا كشور ديگرى، الگوى كشور ايران را سرمشق خود قرار داده است؟
دستكم حداقل از منظر تئوريك و با توجه به تجارب فراوان، مىتوان بهطور خلاصه پاسخ داد كه بديلهايى براى اين نوع مديريت وجود دارد كه مىتواند كارآمدتر و كمهزينهتر از الگوى فعلى باشد. همچنين مىتوان استدلال كرد كه تحقق اهداف عبادت حج از طريق اجراى آن بديلها، آسانتر و معنادارتر خواهد بود.
در واقع، قسمتهاى بعدى مقاله به بررسى و پاسخ سؤال مطرح شده، مىپردازد. به يقيين مىتوان گفت كه سپردن دستگاه حج به دست خود مردم، چون با نوعى آزادى همراه است، با طبع عاشقانه زائران واقعى سازگارتر و با اهداف نهايى حج همراهتر است. همچنين مطالعات متفكران اثبات مىكند كه حتى لازمه انجام دادن عمل اخلاقى و خير، دخالت نكردن مقامات رسمى، و وجود اختيار و آزادى