351بزرگان ايشان را توثيق كردند.( خويى، همان ،ج3، ص213) لذا در دلالت حديث از آنجايى كه خود «يحيى بن مبارك» هيچ توثيقى از بزرگان در مورد ايشان وجود ندارد به همين دليل سند را با مشكل مواجه مىكند. در عين حال مىتوان گفت كه استحباب و يا ثواب اين عمل از باب تسامح در ادله سنن پذيرفته مىشود. همچنين در صورتى كه فقهاء به مضمون اين روايات فتوى داده باشند، از باب شهرت فتوايى مىتوان به مضمون اين دو روايت براساس جابريت ضعف سند عمل نمود. ولى با تتبع در كلمات فقها چيزى كه مبنى بر استحباب خريد سوغاتى در حج باشد، يافت نشد، جز اينكه در حالت كلى بخواهيم استحباب خريد سوغاتى و هديه را از باب تسامح در ادله سنن و با توجه به روايات پيش گفته استفاده نماييم. از شيوه ديگر نيز مىتوانيم محتواى روايات را بپذيريم. زيرا اين روايات با مضامين دينى و دستورات اخلاقى سازگارى دارد مانند اينكه هديه موجب الفت و محبت شده، كينهها را بر طرف مىكند. مضمون اين احاديث مىتواند دليل بر صدور آنان نيز باشد و بنابراين حكم استحباب را تثبيت نماييم.
بحث دوم معناى هديه از حج است؛ در دو روايت مربوط به سوغاتى در حج دو تعبير بيان شد: تعبير اول اينكه: الْهَدِيۀ مِنْ نَفَقَۀ الْحَجِّ و تعبير دوم اينكه: هَدِيۀ الْحَجِّ مِنَ الْحَجِّ. در تعبير اول سه احتمال در معناى آن وجود دارد: اول اينكه كسى كه براى خانواده خود و يا براى دوستان و نزديكان خود هديه و يا سوغاتى از حج مىآورد، ثوابى به اندازه نفقه و هزينههاى حج دارد. ممكن است به اين معنى باشد كه در هنگام برآورد هزينههاى حج، خريد سوغاتى را جزء آن به شمار آورند و آن را محاسبه نمايند و به عبارت ديگر بر حجاج سزاوار است كه هديه و سوغاتى از حج را جزء نفقه حج حساب نمايند و از قبل پولى را براى خريد كالاها و سوغاتى كنار بگذارند و دوم اينكه: اين هزينهها همانند ديگر هزينههاى حج (مانند هزينه سفر، تامين آذوقه و...) بر مستطيع واجب است آن را قبل از سفر تهيه نمايد. و معناى سوم اينكه: بيش از آن ميزانى كه از نفقه نزد اوست هديه خريدارى نكند. (مرآۀ العقول فى شرح أخبار آل الرسول؛ ج17، ص 170)
در تعبير دوم گرچه كلمه نَفَقَۀ ذكر نشد اما از باب اينكه در خود هديه معناى هزينه و خرج كردن موضوعيت دارد، مىتوان تعبير دوم را به گونهاى همان تعبير اول دانست و بنابراين، احتمالات سه گانه در معناى تعبير اول در تعبير دوم نيز جريان داشته باشد. مرحوم علامه محمد باقر مجلسى(رحمه الله) معنى اول را در كتاب مرآۀ العقول اظهر و متناسبتر دانسته است. بنابر معناى اول و دوم از روايت، استحباب خريد سوغاتى بخوبى استخراج مىشود اما اگر معناى سوم مقصود باشد روايت به معناى التزامى خود دلالت بر آن دارد كه در صورتى پس از انجام ساير هزينههاى ضرورى در حج، مبلغى در نزد حاجى باقى نماند حتى مستحب نيست از ديگران مثلاً قرض گرفته و سوغاتى تهيه نمايد. بلكه اگر مازادى براى او ماند سوغاتى خريدارى نمايد. گرچه اصل احتمال معناى سوم بعيد به نظر مىرسد.