326
ج) عوامل اثرگذار بر استطاعت
با توجه به اينكه در استطاعت، از نظر علما، نيازهاى ضرورى و سطح ارضاى آنها بايد بهگونهاى در نظر گرفته شود كه عسر و حرجى از ناحيه حكم وجوبى براى فرد ايجاد نشود و با توجه به اينكه در نزد آنها، مراد از عسر حرج، شخصى است كه عرف بپذيرد، بنابراين در استطاعت، بسيارى از شرايط (خانوادگى، جغرافيايى و عادات شخصى و اجتماعى) لحاظ است كه موجب مىشود استطاعت از فردى به فرد ديگر، از شهرى به شهر ديگر و از كشورى به كشور ديگر، با توجه به تفاوت نيازها، فرق كند كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مىشود.
اول - تأثيرپذيرى اندازه و زمان استطاعت از بُعد خانوار
خانوار، در استطاعت افراد تأثيرگذار است. با افزايش بعد خانوار، مخارج ضرورى خانوار با شيبى كاهنده، افزايش مىيابد. بنابراين همانگونه كه كفايات و حد فقر با افزايش بعد خانوار، افزايش مىيابد، استطاعت نيز افزايش پيدا مىكند.
دوم- تأثيرپذيرى اندازه و زمان استطاعت از محل زندگى، عادات نوعى و اخلاق اجتماعى
از چيزهايى كه رعايت نكردن آنها موجب عسر و حرج مىشود، توجه نداشتن به عادات اجتماعى است. بنابراين آيه حرج ( مٰا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ )، دليلى قوى، براى لحاظ عادات در استطاعت است. به عبارت ديگر، بخشى از استطاعت، كفايت و مطابق نظر برخى، رجوع به كفايت است و در جاى خود نيز بحث شده است كه در پرداخت كفايت، لااقل بايد به عادات اجتماعى افراد در جامعه توجه كرد تا نگرانىها از جامعه برطرف شود. ممكن است فلسفه توجه به عادتهاى شهر، در پرداخت زكات فطره به فقرا نيز همين باشد. 1همچنين، منطقهاى كه مىتواند داراى زهد و قناعت كمتر و يا بيشترى نسبت به منطقه ديگر باشد، مىتواند استطاعت برتر يا كمترى داشته باشد؛ زيرا ملاكهاى گوناگون اخلاقى در اجتماع، چنانچه تبديل به عرف شوند، بر جنبه نسبى فقر، كفايت و در نتيجه استطاعت تأثيرگذارند؛ زيرا استطاعت با كفايت و كفايت نيز با رفع فقر از جامعه در ارتباط است. زهد و قناعت تبديل به عرف شده نيز، در رفع فقر مؤثر مىباشد.
سوم - تأثيرپذيرى اندازه و زمان استطاعت از ناحيه توزيع درآمد
ممكن است استدلال شود كه توزيع درآمد و مصرف در جامعه بر استطاعت اثرگذار است؛ زيرا