327يكى از شئونات افراد، به جايگاه او در ميان خويشاوندان مرتبط اوست. چنانچه جامعه به لحاظ مصرف و درآمد نابرابر باشد، احساس فقر طبقات گوناگون نيز، متفاوت مىشود. پس توقعهاى گوناگون خود او و ديگران در مخارج حج و هديه آن متفاوت مىشود و بنابراين از اين طريق، توزيع درآمد بر استطاعت اثرگذار است.
براى مثال، در روايتهايى بيان شده است كه آوردن سوغات از مخارج حجّ محسوب مىشود. در اين صورت مىتوان گفت كه وقتى جامعه نابرابر باشد، توقّع اقوام سطح برتر نيز بيشتر مىشود و در نتيجه عرف جامعه استطاعت افراد را ميان طبقههاى برتر بيشتر مىكند. البته در حكومت اسلامى تأثير توزيع درآمد بر استطاعت مبتنى بر وجود فاصله طبقاتى شديد در جامعه اسلامى و لحاظ نشدن نقش آن در تأثير شرف و شأن بر استطاعت است كه از عوامل اختلافى شمرده مىشود.
چهارم - تأثيرپذيرى زمان استطاعت از ريسك افراد
گاهى در فصول سال مخارج زندگى افراد بيشتر از حداقل معيشت و گاهى كمتر از حداقل معيشت قرار مىگيرد. با توجّه به اينكه هر كس كفايت و رجوع به كفايت خود را با بازگشت از حج بايد در نظر گيرد و سپس استطاعت خود را تخمين بزند، بنابراين هر شخص بايستى درآمد اتفاقى، دائمى، احتمالى و يا متوسّط انتظارى را بهدست آورد و سپس كفايت مرتبط با نيازهاى خود را نيز در نظر گيرد.
پس از آن به سنجش استطاعت بپردازد كه آيا مستطيع است يا نه؟ بنابراين، در اينجاست كه ريسك گريزى و عدم آن در تخمين افراد و همچنين زمان استطاعت آنها تأثيرگذار بوده است كه از لحاظ اقتصادى نيز مىتواند بررسى شود.
پنجم - تأثيرپذيرى اندازه و زمان استطاعت از ناحيه ويژگىهاى صنفى و شخصى (همانند شرف و مانند آن)
برخى از ويژگىهاى شخصى و صنفى، همچون جايگاه خانوادگى فرد، شغل و شرايط تحصيلى فرد كه عرف، آنها را نيازهاى ضرورى لحاظ مىكند نيز، در استطاعت نقش دارند. به نظر نمىرسد كه اثبات آنها، نياز به بحث نداشته باشد؛ ولى برخى از ويژگىهاى صنفى و شخصى كه ممكن است با جامعهاى طبقاتى سازگار باشد و نه اسلامى، نياز به بحث دارد كه پيشتر به آن اشاره شد.
ششم - تأثير پذيرى استطاعت از حد فقر و نفقه
با توجه به اينكه اسلام، رداخت نفقه مرد به زن را واجب كرده است و همچنين فقر از ناحيه سفر حج را براى مردم نمىپسندد، بنابراين از عوامل مؤثر بر استطاعت، حد فقر و حد نفقه است. همه عواملى كه