273خاصى از عملى كه انجام مىدهد؛ براى مثال بگويد هركس ميوههاى باغ مرا بفروشد، به او مبلغ خاصى مىدهم، يا اينكه يك چهارم مبلغ فروش را به او مىدهم. حتى جاعل مىتواند به عامل بگويد: آنها را بفروش و هر قدر بيشتر از فلان مبلغ فروختى براى خودت.
7. جايز است جعاله بر تجارت با مال واقع شود و عوض (جُعل) سهمى از سود قرار داده شود؛ مثل اينكه بگويد: اگر با اين مال تجارت كردى و سودى حاصل شد، نصف يا ثلث آن مالِ تو باشد. در اين صورت، جعاله فايده مضاربه را دارد، اما شرايط آن را ندارد. بنابراين لازم نيست كه سرمايه، پول باشد چنانكه در مضاربه شرط است. بلكه ممكن است كالا، دِين يا منفعت، سرمايه ابتدايى تجارت واقع شود. همچنين ممكن است مبلغ ثابت و مشخصى با صرفنظر از سود يا زيان در معامله، براى شخص عامل قرار داده شود. 1همانطور كه از ويژگىهاى ياد شده برمىآيد، جعاله عقدى است كه شمول و انعطاف زيادى دارد، و در تجارت، صنعت و كشاورزى اجرا شدنى است. بنابراين مىتواند در عمره مفرده نيز مورد استفاده قرار گيرد.
در اين روش، كارگزار متعهد مىشود خدمات لازم را در دوره زمانى معين به متقاضى عمره، مقابل مبلغ معينى ارائه كند. در اين قرارداد، كارگزار «عامل»، متقاضى «جاعل» و مبلغ پرداختى «جُعل» است. ميزان جعل نيز متناسب با خدمات و زمان تشرف تعيين مىشود.
با توجه بهويژگى جعاله، كه عامل قبل از انجام دادن عمل استحقاق اجرت ندارد، وجهى كه كارگزار از خريدار اوراق دريافت مىكند تا زمان تشرف متقاضى، بهصورت امانت يا قرض در اختيار كارگزار خواهد بود.
كارگزار مىتواند تمام يا بخشى از خدمات عمره را از طريق جعاله ثانوى يا عقود ديگر، از افراد يا شركتهاى ديگر بخواهد. همچنين، در صورتىكه مقررات سازمان اجازه دهد، مىتواند اوراقى را كه منتشر مىكند و در اختيار متقاضى عمره قرار مىدهد (اوراق تعهد انجام دادن خدمت) در بازار ثانوى، خريدوفروش شود.
گروه دوم: افرادى كه توانايى مالى فعلى ندارند (گروه متوسط)
اين گروه افرادىاند كه هنگام ثبتنام و خريد اوراق عمره، توانايى پرداخت نقدى قيمت اوراق را ندارند. اما در طول زمان مىتوانند هزينه آن را پرداخت كنند و با توجه به اينكه ثبتنام در مقاطع مختلف صورت مىگيرد، در دوره جارى از انجامدادن عمره محروم مىشوند.
براى افراد اين گروه روشهاى زير متصور است: